ویلیام فالکنر نویسنده مشهور آمریکایی در طول عمر خود بیش از پنجاه نمایش‌نامه و فیلمنامه نوشت که بسیاری از آنها ساخته نشدند و هیچ وقت روی صحنه نرفت.

ویلیام فالکنر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ویلیام کاتبرت فالکنر نویسنده آمریکایی و برند جایزه نوبل ادبیات یکی از نویسندگان ماندگار در ادبیات کلاسیک جهان به شمار می‌رود. حکایت و رمان آخر او چپاولگران برنده جایزه پولیتزر داستان شدند. در سال ۱۹۹۸، موسسه کتابخانه نوین رمان خشم و هیاهوی او را ششمین کتاب در فهرست صد رمان برتر انگلیسی قرن بیستم قرار داد که رمان گوربه‌گور و روشنایی در ماه اوت هم در این فهرست قرار دارند.

بیشتر مردم جهان او را به نوشتن رمان می‌شناسند ولی فالکنر تبحر خاصی در نوشتن نمایش‌نامه‌ داشت ولی به دلایلی بیشتر آنها شناخته نشد و روی صحنه نرفت. او در طول عمر خود بیش از پنجاه نمایش‌نامه و فیلمنامه نوشت که بعضی از آنها را در زیر معرفی کردیم.

پرندگان جنگ/1933
این اثر با الهام از واقعیت جنگ جهانی اول در سال 1926 ماجرای رابطه عاشقانه سه نفر را روایت می‌کند که هفت سال بعد از نوشتن این نمایشنامه فالکنر سعی کرد آن را تبدیل به فیلم کند که در این کار موفق نبود.

افتخار/ 1933
بر اساس داستان واقعی و نوشته شده برای یک شرکت فیلم‌سازی به سرپرستی هری بن بود که بعدا اشخاصی به نام‌ای بن و جولز فارتمن آن را تبدیل به فیلم‌نامه کردند.

داستان پادشاهی آمریکای لاتین/ 1933
این نمایشنامه هم در 110 صفحه برای شرکت فیلم‌سازی MGM نوشته شد ولی به خاطر مشکلات ایجاد شده برای شرکت هیچ وقت ساخته نشد.

داستان دوگل / 1942
این اثر در واقع یک نمایشنامه سفارشی از سوی فرانکلین روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا برای به تصویر کشیدن زندگی ژنرال دوگل فرانسوی و نیروهایش نوشته شد که قرار بود شرکت برادران وارنر در هالیوود تبدیل به فیلم سینمایی شود. به تشخیص مشاوران هالیوودی این اثر بر اساس فرهنگ و آداب و رسوم فرانسوی مناسب تشخیص داده نشد.

شورش در زمین / 1942
این فیلمنامه و نمایشنامه بر اساس رمان آبشالوم، آبشالوم نوشته شده است که قرار بود با کارگردانی دالی مورفی ساخته شود. فالکنر در این رمان داستان زندگی سه خانواده از ایالت‌های جنوبی آمریکا را قبل، در هنگام و پس از جنگ داخلی آمریکا روایت می‌کند و در این میان بیشتر بر شخصیت توماس ساتپن متمرکز است.

وکیل کشور / 1943
این داستان 55صفحه‌ای در واقع سرگذشت وکیل شخصی خود فالکنر به نام پدر ساموئل است که نویسنده آن را برای شرکت برادران وارنر نوشت ولی در حقیقت او ششمین نویسنده‌ای بود که این فیلمنامه را برای شرکت هالیوودی می‌‌نوشت و ظاهراً اثر او برای تبدیل شدن به فیلم انتخاب نشد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...