دفتر حفظ و نشر آثار مرحوم آیت‌الله مرتضی تهرانی نخستین کتاب خود را با عنوان «سفر چهارم» منتشر کرد.

مرتضی تهرانی سفر چهارم

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «سفر چهارم» مجموعه‌ای از سوالات است که طی سال‌های اخیر از آیت الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی پرسیده شده است و حالا به همراه پاسخ آنها در قالب کتابی گردآوری و تجمیع شده است. این کتاب را دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله مرتضی تهرانی با شمارگان هزار نسخه، ۲۲۴ صفحه و بهای ۶۸ هزارتومان منتشر کرده است.

این کتاب شامل ۴ بخش کلی است که به ترتیب عبارتنداز: پرسش‌ها و پاسخ‌ها، حاشیه‌ها، اراده حق تعالی و انسان و مصاحبه‌ای در مورد آیت الله خامنه‌ای که در زمان انتشار به شدت پرسروصدا شد.

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است:

مجموعه حاضر شامل دویست پرسش از مقصد و کیفیت مسیر است که طی سال‌های نود و چهار تا نود و هفت، از عارف واصل آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه پرسیده شده است. با توجه به فراگیربودنِ این پرسش‌ها تصمیم بر آن شد که این مجموعه به صورت کتاب منتشر شود.

این سؤال‌ها ابتدا به صورت کتبی از ایشان پرسیده شد و با توجه به اهمیت انتشار عمومی و برای رفع ابهام و تکمیل موضوعات، این متون در هفده جلسه برای ایشان خوانده شد. آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی ضمن تکمیل و توضیح پاسخ‌ها، مطالب و مباحث ارزشمندی را بیان فرمودند. قسمت‌های تکمیلی و توضیحی به پاسخ‌های قبلی افزوده شد.

در خلال این جلسات، نکات و مطالب و داستان‌های آموزنده‌ای بیان شد. این نکات با عنوان‌های جداگانه در قسمت دوم کتاب آمده است. در یکی از جلسات، ایشان موضوع اراده حق‌تعالی و اراده انسان (جبر و اختیار) را تبیین کردند. این مبحث که از مباحث تخصصی در حوزهٔ فلسفه و عرفان است و نیازمند تسلط به علوم عقلی و فلسفی است، در قسمت سوم این مجموعه، با عنوان «جبر و اختیار» به صورت جداگانه آمده است.

در سال نود و چهار، آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی مصاحبه‌ای با حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمیان درباره شخصیت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله داشتند. با عنایت به اینکه آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی در این جلسات به این مصاحبه اشاره‌هایی فرمودند، این مصاحبه در انتهای کتاب آورده شد.

آنچنان که در بخشی از کتاب ذکر شده است پس از جمع‌آوری این سوالات و پاسخ‌ها کل کتاب برای آیت‌الله تهرانی خوانده شده و ایشان در مورد این مجموعه گفتند: به نظرم من اگر کسی بخواهد اهل این معانی شود، این سوال و جواب‌ها او را کفایت می‌کند و می‌تواند همه عمر خود را با این‌ها تنظیم و سعادت خود را تامین کند و چیزی کم نداشته باشد. خدا این نکات را مختصر و مفید قرار داده است.

سفر چهارم، اولین کتابی است که توسط دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله مرتضی تهرانی منتشر شده است. این دفتر نشر به تازگی کار خود را با تمرکز بر آثار متنی مرحوم آیت‌الله تهرانی آغاز کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...