به گزارش ایبنا، کتاب «ساختار گفت‌وگوهای داستانی قرآن کریم (قرآن و هنر)» به قلم بشیر سلیمی منتشر شد.
 
در بخشی از مقدمه این کتاب درباره اهداف و شیوه تدوین آن آمده است: «کسانی که نزدیک به این پژوهش کار کرده‌اند، عمدتا از روش ریخت‌شناسی پراپ روسی بهره جسته‌اند. به‌طور مثال آقای علی معموری در کتاب «تحلیل ساختار روایت در قرآن» به بررسی منطق توالی پیرفت‌ها پرداخته است... یا علامه فضل‌الله در کتاب «گفت‌وگو در قرآن» به وظایف یک مبلغ دین می‌پردازد و اشاره‌ای به جلوه‌های هنری ندارد. چنانکه آقای محسن عباس‌نژاد در مجموعه مقالات «قرآن، ادب و هنر»، در بخشی از کتاب به جلوه‌های سینمایی قرآن اشاره نموده است. از دیگر آثار نزدیک به این اثر می‌توان به کوشش‌های سید قطب در کتاب «تصویر هنری قرآن» و دکتر محمود بستانی در کتاب «پژوهشی در جلوه‌های هنری داستان‌های قرآن» اشاره نمود. ما در حین پرداختن به فصل‌های دوم و سوم همین اثر، تفاوت دید خود را با این پژوهشگران محترم نشان خواهیم داد و در جهت تکمیل مباحث زیبایی‌شناسی قرآن در نمونه‌های گفت‌وگو و قصص قرآن، تلاش خواهیم کرد.

در این اثر می‌خواهیم بدانیم که آیا گفت‌وگوهای موجود در قصص قرآن، می‌تواند گفت‌وگوی داستانی محسوب شود؟ آیا آن‌ها از ویژگی‌های گفت‌وگوهای داستانی برخوردارند؟ می‌توان این ویژگی‌ها را در آن‌ها یافت و تحلیل کرد؟ و لذا به سوال اصلی پاسخ خواهیم داد: 1) گفت‌وگوی داستانی چیست؟ و چه تفاوتی با گفت‌وگوهای عرفی و محاوره‌ای دارد؟ 2) گفت‌وگوهای داستانی قرآن کریم از چه شیوه‌ها و شاخصه‌هایی استفاده می‌کند؟ و با گفت‌وگوهای داستانی دارای چه نسبتی است؟ (تبیین تحلیلی رابطه گفت‌وگوی داستانی و قرآنی) 3) از تطبیق گفت‌وگوهای داستانی نظیر: حضرت آدم و موسی چه رهیافتی به‌دست می‌آید؟ (ارائه ساختاری از قصص قرآن).»
 
«عناصر روایی و ساختاری قصه‌ها و رابطه آن با زبان‌شناسی»، «شاخصه‌های گفت‌وگوی داستانی» و «رهیافت‌ها در گفت‌وگوهای داستانی قرآن»، سه فصل این کتاب است. گفت‌وگوهای قرآنی و زمینه‌های مکانی، زمانی و معنایی، شاخصه‌های گفت‌وگوهای داستانی قرآن و مستندسازی آن، نگاهی به ساختار گفت‌وگوها در قصه‌های قرآن کریم و بررسی ساختار گفت‌وگوی قصه‌های حضرت آدم (ع)، حضرت موسی (ع)، حضرت مریم (س) و حضرت ابراهیم (ع) از سرفصل‌هایی است که در این اثر تبیین شده است.
 
در زمینه بررسی ساختار گفت‌وگوی داستان حضرت موسی (ع) در قرآن در صفحه 158 کتاب می‌خوانیم: «قصه حضرت موسی (ع) در قرآن، پرتکرارترین و با درنظر گرفتن مجموع آیات در سوره‌های قرآن، پرحجم‌ترین داستان قرآنی می‌باشد. کلمه موسی در قرآن 136 مرتبه تکرار شده، در 36 سوره و در حدود 420 آیه. زندگی این پیامبر اولوالعزم را می‌توان در پنج دوره کلی تقسیم‌بندی کرد که هریک قابل تقسیم به دوره‌‌های بیشتر می‌باشد. این پنج دوره کلی عبارتند از: 1- تولد و کودکی 2- ازدواج موسی تا بعثت 3- کشمکش با فرعون تا غرق شدن در دریا 4- حکومت موسی پس از فرعون 5- انحراف در قوم، گوساله‌پرستی و سرگردانی در بیابان. از مجموع 36 سوره‌ای که نام حضرت موسی (ع) در آن آمده، در حدود 18 سوره آن قابل بررسی ازنظر عناصر داستان می‌باشد که باز در این میان چند سوره برجسته‌تر هستند. این سوره‌ها عبارتند از: البقره – الاعراف- یونس- طه- الشعراء- القصص و غافر.»
 
نخستین چاپ کتاب «ساختار گفت‌وگوهای داستانی قرآن کریم (قرآن و هنر)» در 255 صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه به بهای 22 هزار تومان از سوی انتشارات صبای اندیشه راهی بازار نشر شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...