کتاب «حجاب بی حجاب» نوشته حجت الاسلام محمدرضا زائری با بررسی جنبه های اجتماعی حجاب در 107 صفحه از سوی انتشارات «آرما» منتشر شد.

به گزارش مهر محمدرضا زائری در بخشی از پیشگفتار با تأکید بر اهمیت حجاب در اسلام، به جایگاه سیاسی و فرهنگی آن در کشورهای مختلف اشاره کرده و یادآور می شود: حجاب، یک التزام فردی و شخصی نیست که بتوان مثل نماز در خلوت و خفا خواند و یا مثل روزه بی نشان و پنهان بدان پرداخت؛ بلکه انتخابی علنی و جدی و آشکار است که معنا و مفهومی گسترده دارد و آثار و تبعات گسترده ای نیز بر آن مترتب می شود. حساسیت و اهمیت حجاب از جهات مختلف، اقتضا می کند که با نگاهی جامع بدان پرداخته شود و چه در مقام پژوهش و چه در مقام آسیب شناسی و سیاست گذاری برای ترویج و تبلیغ از زاویه حیثیت اجتماعی و فرهنگی خاص آن مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.

نویسنده در ادامه، مخاطب اصلی کتاب را نه تنها بانوان، که فعالان فرهنگی خوانده و با اظهار تأسف از عدم پرداختن محققان و اندیشمندان به این حکم مهم اسلامی، کتاب «مسئله حجاب» شهید مطهری را تنها سرمایه و پشتوانه نظری موضوع حجاب در طول سالهای اخیر می داند و می گوید: «همه سرمایه فکری و پشتوانه نظری موضوع حجاب در طول سالهای کتاب «مسئله حجاب» شهید مطهری بود و کسی بدین نیندیشید که اولا چنینی موضوعاتی نیزا به تازه سازی و نوآوری متمر و مداوم و تولید مجدد در قالبهای گوناگون دارند و ثانیا آنچه شهید مطهری را از دیگران متمایز می کرد تنها توش و توان فکری و عملی او نبود، بلکه شجاعت و جسارت مخلصانه ای بود که از واقع بینی او ناشی می شد.»

وی تأکید می کند: «اهمیت و ارزش کار بزرگ استاد علامه شهید مطهری نه تألیف کتاب «مسئله حجاب» بل این بود که او برای تأمین هدف الهی خود حاضر بود با مجله «زن روز» مکاتبه کند و برای این مجله مقاله بنویسد- و کسی اگر حتی از ظرایف موضوع مطلع نباشد می تواند تصور کند که حتی نام چنین مجله ای در زمان طاغوت برای یک شخص مجتهد و روحانی و عالم دینی حوزوی چه حساسیت و معنایی داشته است- و این چیزی است که بعد از انقلاب رخ نداد و ادامه پیدا نکرد...»

کتاب «حجاب بی حجاب» با هشت مقاله به بررسی جنبه های اجتماعی و فرهنگی حجاب پرداخته است و در بخشهای پایانی، نویسنده با بررسی حجاب اسلامی با توجه به مد روز، ضمن انتشار تصاویری به معرفی یکی از مؤسسات موفق در طراحی و تولید حجاب اسلامی برای دختران نوجوان در بیروت می‎پردازد.

این کتاب به قیمت 4 هزار تومان منتشر شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...