کتاب «دو رساله درباره فتوت و تصوف در طریقه‌های صفویه و رفاعیه» با تصحیح و تحقیق مهران افشاری توسط بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر و راهی بازار نشر شد.

و رساله درباره فتوت و تصوف در طریقه‌های صفویه و رفاعیه مهران افشاری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب، ۳ بخش دارد که بخش اول، رساله در طریقت صفویّه، بخش دوم، رساله در طریقت رفاعیّه و بخش سوم هم تعلیقات و توضیحات را در بر می‌گیرد.

رساله در طریقت صفویّه براساس نسخه‌های خطّی منحصربه‌فردی تصحیح شده که زمانی به عبدالعظیم‌خان قریب گرکانی تعلّق داشته است. این‌رساله طریقت تصوّف صفویان یعنی اعقاب شاه اسماعیل اوّل (درگذشت: ۹۳۰ق.) را می‌شناساند و نکته‌هایی بس مهم و بی‌نظیر را درباره تصوّف و تشیّع صفویان در بر دارد که تاکنون از نظر پژوهندگان پوشیده مانده بوده است.

رساله در طریقت رفاعیّه هم بر اساس نسخه‌ای خطی و ناشناخته محفوظ در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران تصحیح شده و نخستین رساله فارسی از پیروان سیّد احمد رفاعی (درگذشت ۵۷۸ ق.) است که در ایران منتشر می‌شود.

بخش سوم کتاب هم، تعلیقات و توضیحات مهران افشاری، مصحح اثر را درباره اعلام، تعبیرات و مصطلحات دو رساله طریقت صفویّه و طریقت رفاعیّه شامل می‌شود. مصحح در این‌بخش کتاب به مقایسه مطالب این دو رساله با مباحث فتوت‌نامه‌ها و رساله‌های قلندران و خاکساران پرداخته و سرچشمه تعبیرات، روایت‌ها و حکایت‌های این دو رساله را به خواننده معرفی کرده است. به گفته افشاری این‌بخش از کتاب نکته‌هایی تازه در بر دارد که کمتر می‌شود در کتاب‌های دیگر پیدا کرد.

این‌کتاب با ۱۷۸ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...