کتاب «عبدالقادر گیلانی؛ زندگی، آثار، دیدگاه‌ها» [Abdulkadir Geylani : Hayatı, Eserleri, Goruşleri] نوشته دلاور گورر [Dilâver Gürer] با ترجمه داود وفایی توسط نشر مولی منتشر و راهی بازار نشر شد.

عبدالقادر گیلانی؛ زندگی، آثار، دیدگاه‌ها» [Abdulkadir Geylani : Hayatı, Eserleri, Goruşleri] نوشته دلاور گورر [Dilâver Gürer]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، کتاب زندگی، آثار و دیدگاه‌های عبدالقادر گیلانی در معرفی این‌عارف و صوفی ایران و مکتب قادریه نوشته و ترجمه شده است. عبدالقادر گیلانی سال 470 هجری قمری در گیلان متولد و سال 561 در بغداد درگذشت. او هم‌عصر با محی‌الدین ابن‌عربی پدر عرفان نظری بود. ابن‌عربی در «فتوحات» خود بارها از عبدالقادر و ابوالسعود (از مریدان عبدالقادر) یاد کرده است. دلاور گورر که کتاب «عبدالقادر گیلانی» را برای معرفی این‌چهره نوشته، یکی از اندیشمندان مسلمان ترکیه است. او عضو هیئت علمی دانشگاه سلجوق قونیه و مدیر گروه تصوف این‌دانشگاه است.

این‌کتاب ۹ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «ارزیابی منابع»، «مقدمات»، «حیات عبدالقادر»، «آثار عبدالقادر گیلانی»، «دیدگاه‌های عرفانی عبدالقادر گیلانی»، «اصطلاحات عرفانی»، «قادریه»، «شاخه‌های قادریه»، «اصول، آداب و ارکان قادریه».

در فصل «ارزیابی منابع»، منابع مرتبط با عبدالقادر گیلانی و منابع مرتبط با قادریه در ۲ بخش معرفی و بررسی شده‌اند. در فصل بعدی مخاطب با ۳ بخش روبرو می‌شود که عبارت‌اند از: «تصوف تا زمان عبدالقادر گیلانی»، «تصوف در زمان عبدالقادر گیلانی» و «دوران زیست عبدالقادر گیلانی».

سومین فصل کتاب هم درباره زندگی عبدالقادر گیلانی است که این‌عناوین را شامل می‌شود: زادگاهْ دوران کودکی، تحصیل علم، انتساب عبدالقادر به تصوف، مجالس، ازدواج و فرزندان، وفات، خانقاه و مدرسه عبدالقادر، تلامیذ، خلیفه‌ها، آراء و عقاید، القاب، مناقت و کرامات، نظر عبدالقادر درباره منصور حلاج، نظر صوفیان درباره عبدالقادر گیلانی، نظر صوفیان درباره طریقت عبدالقادر، بازتاب آثار عبدالقادر در آثار ابن عربی.

آثار موجود، آثار نایاب، آثار منسوب، مناقب‌نامه‌ها، مناقب‌های نایاب، پژوهش‌ها هم عناوین مندرج در فصل چهارم کتاب هستند. در فصل پنجم دیدگاه‌های عرفانی عبدالقادر گیلانی در ۳ بخش «مقدمه»، «تصوف، متصوف، صوفی» و «تصوف و طریقت» بررسی شده است. ششمین فصل کتاب پیش‌رو هم ۴ بخش دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «اصطلاحات تخلق»، «اصطلاحات سیروسلوک»، «اصطلاحات تحقق» و «اصطلاحات معرفتی».

در دو فصل هفتم و هشتم هم گسترش طریقت قادریه و شاخه‌های این‌طریقت بررسی شده‌اند. نهمین و آخرین فصل کتاب هم، همان‌طور که از عنوان پیداست، درباره اصول و آداب و رسوم طریقیت قادریه است که ۹ بخش را شامل می‌شود: «مبانی عام»، «بیان طریقت»، «احکام طریقت»، «ذکر»، «مراقبه»، «خلوت»، «اسماء و مقامات»، «مراتب»، «پوشش و جامعه».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

در حدیث شریف آمده است: «فرامین هر ملک (سلطان) مرزی دارد؛ و مرز خدای متعال فعل حرام است. کسی که گشت‌وگذارش اطراف این‌مرز باشد داخل آن خواهد افتاد.» بنابراین اجتناب از گناه، اولین در برای ورود و نزدیک‌شدن به خداوند است. بیرون این در که محل اجتماع گناهان است گرگ‌ها و دشمنان کمین کرده‌اند و خطر هلاکت وجود دارد. استقرار در این‌جایگاه، نمونه‌ای است برای کسانی که با عزمی جزم اقدام به عمل می‌کنند. حرکت سست و ناپایدار در آن‌جا مخاطره‌آمیز است و ممکن است غلبه هوی و هوس و پرداختن انسان به گناه، فاصله گرفتن از شریعت و درآمدن به صف دشمنان خدا باعث هلاکت و انحراف از مسیر هدایت گردد. لذا سلامت در حرکت حساب‌شده و داشتن عزم جزم است.

این‌کتاب با ۴۳۹ صفحه، شمارگان ۵۲۰ نسخه و قیمت ۱۳۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...