مشروطه از دامن طنز به قلم نسترن خواجه نوری روانه بازار کتاب شد.

به گزارش مهر، کتاب مشروطه از دامن طنز با موضوع واکاوی طنز و کاریکاتور در جنبش مشروطه به قلم نسترن خواجه‌نوری استاد و عضو هیأت علمی دانشکده ارتباطات و رسانه توسط انتشارات اطلاعات منتشر شد.

هدف مولف از تالیف کتاب حاضر از سوی محقق، شناسایی نقش کاریکاتور و مطبوعات طنز در تنویر افکار عمومی در دوران مشروطه و بررسی نقش نشریات طنز را در علاقه‌مند ساختن عموم مردم به مطبوعات و سرنوشت سیاسی آنها عنوان شده است.

این کتاب همچنین سعی کرده تا به بررسی این مساله نیز بپردازد که آیا فضای اختناق حاکم در آن زمان موجب رشد و شکل‌گیری نشریات طنز بوده است یا خیر و آیا نشریات طنز در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و ادبی توانسته است تغییراتی نوین ایجاد کند؟

این کتاب پس از تعریف طنز و وجود تفاوت آن با سایر انواع فکاهه به طور اجمالی، به وضع عمومی و اجتماعی دوران قاجار قبل از مشروطیت اشاره کرده و نقش مطبوعات طنز در برپایی و پویایی مشروطیت و واکاوی نقش افراد تاثیر گذار در این برهه پرداخته شده است.

انتشارات اطلاعات این کتاب را با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر کرده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...