این کتاب، داستان تحول نظام سیاسی و اقتصادی معاصر بریتانیا در سه مقطع تاریخی مهم است. در این داستان، گذار بریتانیا از دولت رفاه در دوران پس از جنگ‌جهانی دوم به سوسیال دموکراسی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی و سپس چرخش به سوی نظام بازار آزاد (تاچریسم) از ابتدای دهه ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۱۶ میلادی روایت می‌شود.

چرخش انگلیسی؛ داستان گذار بریتانیا از اقتصاد شبه سوسیالیستی به اقتصاد آزاد» [The Reinvention of Britain 1960-2016 : A Political and Economic History] اسکات نیوتون [Scott Newton]

«چرخش انگلیسی؛ داستان گذار بریتانیا از اقتصاد شبه سوسیالیستی به اقتصاد آزاد» [The Reinvention of Britain 1960-2016 : A Political and Economic History] کتابی است به قلم اسکات نیوتون [Scott Newton] که با ترجمه محمود جوادی و توسط انتشارات دنیای اقتصاد روانه بازار نشر شده است.

اگر بخواهیم به صورت موجز اشاره کنیم این کتاب، داستان تحول نظام سیاسی و اقتصادی معاصر بریتانیا در سه مقطع تاریخی مهم است. در این داستان، گذار بریتانیا از دولت رفاه در دوران پس از جنگ‌جهانی دوم به سوسیال دموکراسی در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی و سپس چرخش به سوی نظام بازار آزاد (تاچریسم) از ابتدای دهه ۱۹۸۰ تا سال ۲۰۱۶ میلادی روایت می‌شود. در لابلای سطور این اثر که قریب شش دهه تاریخ بریتانیا را روایت می‌کند، تغییرات سیاسی و اجتماعی در این کشور و تاثیرات چنین تغییرات و تحولاتی بر سیاست‌‌گذاری بررسی شده است.

همانطور که مترجم در پیشگفتار اشاره می‌کند: «کتاب حاضر ضمن به رسمیت شناختن این واقعیت که برخی از تحولات اقتصادی از خودمختاری برخوردار است، قائل به آن بوده که برای گذار بریتانیا از شرایط دولت رفاه دوره مابعد از سال 1945 به سوسیال دموکراسی دهه‌های 1960 و 1970 و جامعه مبتنی بر بازار لیبرالی متعلق به دوران بعد از سال 1979، تغییرات در الویت‌بندی‌های سیاست دولت از اهمیتی بنیادین برخوردار بوده‌اند و واضح است که این کتاب قطعا به این بحث خواهد پرداخت و هم درصدد شناسایی عوامل کلیدی تغییر دیدگاه‌ها درون ساختار دولت و نهادهای راس برای تشخیص مناسب‌ترین راهبرد سیاسی-اقتصادی مورد نیاز برای بریتانیا خواهد رفت. بنابراین کتاب حاضر لزوما کاری از جنس تاریخ‌نگاری سیاسی و اقتصادی است که دگردیسی بریتانیا را از منظر بازابداعات اقتصاد سیاسی این کشور مورد بررسی قرار خواهد داد.»

همانطور که اشاره شد این اثر نگاهی سیاسی، اقتصادی، تاریخی دارد و متناسب با همین نگاه نویسنده کتاب خود را در یک مقدمه، دو بخش و هشت فصل اصلی سامان داده است. نویسنده در مقدمه اثر و پیش از پرداختن به بحث اصلی به سراغ یک پرسش مهم رفته است، چرا تاریخ سیاسی و اقتصادی؟ او در این مقدمه با اشاراتی به تاریخ بریتانیا از اهمیت نگاه سیاسی و اقتصادی در فهم این تاریخ سخن می‌گوید.

پس از اشاراتی تاریخی در بخش اول با عنوان «ظهور و سقوط بریتانیای سوسیال دموکراتیک» نویسنده شرح سوسیال دومکراسی محافظه‌کاران از 1964 تا 1961 را بازگو می‌کند، در ادامه به شرح بریتانیای جدید حزب کارگر در 1964 تا 1970 می‌پردازد و در ادامه روایت خود را با اشاراتی به انقلاب آرام در بین سال‌های 1970 تا 1974 پی می‌گیرد و به بحران قرارداد پساجنگ در بین سال‌های 1974 تا1979 می‌پردازد. نویسنده فصل نخست کتاب خود را در این جا به پایان می‌رساند و وارد بخش دوم با عنوان «بریتانیای نولیبرال» می‌شود.

در بخش دوم همانطور که از عنوان آن برمی‌آید نویسنده ما را وارد بریتانیای نولیبرال می‌کند و نخستین قدم در شرح این دوره انقلاب تاچر در فاصله زمانی 1979 تا 1990 است، در ادامه نویسنده در فصل ششم کتاب با عنوان «میان پرده میجر» تحولات بریتانیا را از سال‌های 1990 تا 1997 در عناوینی چون بحران استرلینگ و سیاست اقتصادی جدید مورد توجه قرار می‌دهد و در فصل بعدی به مسند قدرت نشستن حزب کارگر از 1997 تا 2010 می‌پردازد. این بخش از کتاب از خواندنی‌ترین فصل‌های آن است که در آن موضوعاتی چون حزب کارگر جدید، راه سوم، بریتنای بلر مورد توجه قرار گرفته است.

نویسنده فصل هشتم و پایانی کتاب را با عنوان فرجام سخن به نوعی نتیجه‌گیری بحث اختصاص داده است، در سطور پایانی این فصل چنین می‌خوانیم: «تا سال 2016 بخش‌های تشکیل دهنده بریتانیا در حال گسست از یکدیگر بودند. تولید کنندگان بریتنایا به همراه اتحادیه فدرت خود را از دست داده بودند. این تصور چندان نامحتمل به نظر نمی‌رسید که بریتانیا نیز تنها در مدت حیات چند نسل آتی از هم بگسلد. بریتانیا در سال 1945 به شکل یک دولت رفاه بازخلق شد، در دهه‌های 1960 و 1970 به نوعی سوسیال دموکراسی دگردیسی یافت و پس از سال 1979 در قالب جامعه‌ای نولیبرالیستی فرو رفت. می‌توان این ادعا را مطرح ساخت که تا سال 2016 نیز موعدی دیگر برای باز خلق بریتانیا فرارسیده بود، ولی پرسش اصلی اینجاست که آیا اساس کشوری به نام بریتانیا برای باز خلق دوباره در آینده وجود خواهد داشت؟»

«چرخش انگلیسی؛ داستان گذار بریتانیا از اقتصاد شبه سوسیالیستی به اقتصاد آزاد» به قلم «اسکات نیوتون» با ترجمه محمود جوادی در 484 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 90 هزار تومان توسط انتشارات دنیای اقتصاد روانه بازار نشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...