مجموعه آثار ادبی چارلز دیکنز به صورت رایگان برای استفاده همه مردم جهان روی اینترنت قرار گرفت.

پایگاه اینترنتی "دیلی لیت" با تهیه ساختارهای متعدد دیجیتال از آثار ادبی چارلز دیکنز نویسنده معتبر و شناخته شده انگلیسی قرن نوزده انگلستان دسترسی جهانیان را به نسخه های اصلی و اطلاعات ارزشمندی از زندگی و آثار این نویسنده مشهور فراهم کرده است.

در این پایگاه علاقمندان با مراجعه و عضویت رایگان در فهرست اعضای تازه وارد قرار گرفته و برای شروع به نسخه های دیجیتال تمامی آثار دیکنز دسترسی پیدا می کنند.

این نسخه‌ها با ساختارهای متفاوت و جدید برخلاف نسخه های PDF و Lit از حجم پایینتر و قابلیت جستجوی دقیق تر در متن کتاب را دارند.

در صورت فعالیت و ورود و استفاده مرتب هر عضو، به روال تمام پایگاههای باز اینترنتی این عضو امتیاز گرفته و با ترقی درجه اجازه ارسال نوشته ها، توضیحات، نقد و تحشیه و تقریظ را بر آثار دیکنز بدست آورده و نوشته های او در کنار کتابهای دیکنز برای تمامی مراجعه کنندگان قابل دسترسی و رویت می شود.

به گزارش مهر به نقل از ریپورتر، این پایگاه با نشانی www.dailylit.com  به زبان انگلیسی قابل دسترسی است.
 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...