کتاب «مارکوپولو در ایران» [‬Marco polo in persian] نوشته آلفونس گابریل [Alfons Gabriel] ترجمه زنده‌یاد کیکاووس جهانداری از سوی انتشارات بنیاد موقوفات محمود افشار راهی بازار نشر شد. این کتاب تحقیقی است در بازیابی و معرفی مسیر گذر مارکوپولو در سفر به فلات ایران که در دو بخش «مارکوپولو در ایران» و «سفر» تدوین شده است.

مارکوپولو در ایران» [‬Marco polo in persian]  آلفونس گابریل [Alfons Gabriel]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب تحقیقی است در بازیابی و معرفی مسیر گذر مارکوپولو در سفر به فلات ایران که در دو بخش «مارکوپولو در ایران» و «سفر» تدوین شده است. مؤلف برای نیل به هدف خود بارها مسافت میان کرانه غربی این فلات تا سرزمین کوهستانی شرق آن را پیموده و پس از مطابقت دادن مشاهدات خود با گزارش‌های مارکوپولو کوشیده است خط سیر او را مشخص کند و نکته‌هایی را که در نوشته‌های وی جنبه معمایی یافته روشن سازد.

طبق اطلاعات سفرنامه مارکوپولو، او از چند شهر ایران از جمله تبریز، یزد، کرمان، ساوه و... سفر کرد و درباره هر شهر نکاتی را نقل کرده است. نخستین شهری که مارکو وارد آن شد تبریز یا به زبان مارکوپولو «توریز» بود. در این زمان ایلخانیان تبریز را بعنوان مقر اصلی خود انتخاب کرده بودند. بنابراین این شهر چند سال پیش از ورود مارکو رونق یافته بود و نیز دروازه تجارت قسطنطنیه به هندوستان بود. مارکو درباره تبریز می‌گوید: «این شهر موقعیتی بسیار عالی دارد و کالاهای بازرگانی از هرمز، هندوستان، بغداد و موصل و دیگر نواحی به راحتی وارد تبریز می شود» به گفته مارکو برخی از کالاهایی که داد و ستد می شده مروارید و سنگ های قیمتی بوده و سود خوبی برای بازرگانان داشته است. همچنین حرفه مردم تبریز در زمان حضور مارکوپولو تجارت و پیشه وری به معنای بافت انواع پارچه‌های گران قیمت از جنس زر و ابریشم بوده است.

با توجه به سفرنامه مارکوپولو، در سفری که به ایران داشته و توصیف‌هایی که از شهرهای مختلف کرده به نظر می‌رسد بیشترین توجه او بر مسائل اقتصادی، شغل اکثریت مردم و داد و ستدهای آن ها بوده است. به عبارتی نخستین چیزی که در ورود به شهرهای ایران مورد توجه مارکوپولو بوده است وسیله امرار و معاش مردم، کالاهایی که بین بازرگانان داد و ستد می‌شده و حرفه‌ای که مردان و در برخی شهرها زنان به آن مشغول بوده‌اند. پس از آن به غذاهایی که پخت آن‌ها در هر شهری رایج بوده و نیز به برخی آداب و رسوم در میان مردمان بومی هر منطقه اشاره کرده است.

علاقه‌مندان می‌توانند کتاب «مارکوپولو در ایران» نوشته آلفونس گابریل، ترجمه زنده‌یاد کیکاووس جهانداری از دهم تا بیست‌و‌سوم آذرماه، این کتاب را با 30 درصد تخفیف (77 هزار تومان) از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...