دومین شماره از فصلنامه «فرهنگ‌بان» با مطالب و نقدهای متنوع به قلم چهره‌هایی چون سیدفرید قاسمی، داریوش آشوری، حورا یاوری، مژده دقیقی، کاوه بیات، محمدحسین خسروپناه و... منتشر شد.

به گزارش مهر، دومین شماره از فصلنامه فرهنگی و هنری «فرهنگ‌بان» ویژه تابستان ۱۳۹۸ به صاحب امتیازی موسسه فرهنگ بان – علی حسینخانی و سردبیری مرتضی هاشمی پور در ۲۸۰ صفحه و بهای ۳۵ هزار تومان منتشر شد. در بخش‌های متعدد این شماره نیز مانند شماره نخست توجه ویژه به نقد و معرفی کتاب شده است.

نخستین مطلب این شماره نامه‌ای از علی صلح‌جو، زبان شناس، مترجم، پژوهشگر و ویراستار پیشکسوت به مناسبت انتشار مطلب «مینوی ویراستار خاموش» نوشته محمد دهقانی (در نخستین شماره از فصلنامه فرهنگ‌بان) است.

بخش «اندیشه» این شماره از «فرهنگ‌بان» شامل دو مطلب به ترتیب با این عناوین است: «دو پیام آورِ جهانِ مدرن؛ ماکیاولی و تامس مور» نوشته داریوش آشوری و «اریک الین رایت؛ از آخرین نظریه پردازان بزرگ جامعه شناسی» نوشته نیما شجاعی.

در بخش «تاریخ» نیز با این مطالب روبه‌رو هستیم: «تاریخ اخیر ایران» لیوتنان کلنل دبلیو. جی. گری و ترجمه کاوه بیات، «یکی از پنجاه و سه نفر؛ درباره انور خامه‌ای» نوشته محمدحسین خسروپناه و «شاه ایران در یادداشت‌های قرنِ برنارد لوئیس» ترجمه کاوه اکبری.

«عطا و لقای مینوی» نوشته محمد دهقانی، «مهدی حمیدی شیرازی و چکامه‌ای مرگ آگین؛ سرگذشت یک شعر» نوشته کامیار عابدی، «کلیات مطبوعات؛ کتاب‌گونه‌ای ادواری نما» نوشته سیدفرید قاسمی و «طرحی مقدماتی برای ویرایش فرهنگ بزرگ سخن» نوشته محمدرضا افضلی، مجید ملکان و حیدر قمری، عناوین مطالب و مقاله‌های منتشر شده در بخش «ادبیات و زبان فارسی» این نشریه است.

بخش «ایران در جهان» نیز شامل دو مطلب به ترتیب با این عناوین است: «رالف والدو امرسون و شعر فارسی» روشنک اکرمی و «خاتم شعرا، نگاهی به عطار» رابین کِرِسش‌ول و ترجمه مسعود فرهمندفر. در بخش «داستان» نیز دو اثر منتشر شده است: «نووُسترویکا» نوشته ماریا روا، ترجمه مژده دقیقی و «زن و شوهر لطیفه تعریف می‌کنند» نوشته کورت توخولسکی و ترجمه علی اصغر حداد.

اما مفصل‌ترین بخش شماره دوم فصلنامه فرهنگ‌بان «معرفی و نقد کتاب» است. در این بخش مطالب زیر منتشر شده‌اند:

«نور به جای توفان و خشم» نوشته حورا یاوری که درباره رمان «تیراندازی در باک هد» اثر ناهید کبیری (نشر ورا) است.

«مرور و معرفی نظریه و نقد ادبی» نوشته امیرحسین صادقی، که درباره کتاب «نظریه و نقد ادبی؛ درسنامه‌ای میان رشته‌ای» اثر حسین پاینده (انتشارات سمت) است.

«کتابی له و علیه ویرایش» نوشته علی صلح جو که درباره کتاب «له و علیه ویرایش» اثر سایه اقتصادی نیا (انتشارات ققنوس) است.

«ایران قاجار در نگاه اروپاییان؛ گوشه‌ای از تصویر آن روزگاران ایران» نوشته آناهید خزیر که درباره کتاب «نماهایی از ایران: از یادداشت‌های مسافری در شرق» سرجان ملکم و ترجمه شهلا طهماسبی (انتشارات ققنوس) است.

«جامعه شناسی و ادبیات» نوشته فرزاد مروجی که درباره کتاب «پژوهشی جامعه شناختی در نثر داستانی جدید فارسی» رضا نواب پور و ترجمه ابوالقاسم سری (انتشارات توس) است.

«توماس مان و میراث ادبی روسیه» نوشته حمیده نوروزیان که درباره کتاب «میراث داران گوگول: چهار مقاله از توماس مان درباره ادبیات روسیه» ترجمه سعید رضوانی (انتشارات آگاه) است.

«نقد و بررسی علم چیست؟» نوشته امیرمحمد گمینی و زینب سیار که درباره کتاب «علم چیست؟: جستارهایی درباره فلسفه، پژوهش و آموزش علم» محمدرضا توکلی صابری (نشر اختران) است.

«داستان تقسیم مازاد» نوشته محمد آسیابانی که درباره کتاب «حرف‌هایی با دخترم درباره‌ی اقتصاد» یانیس واروفاکیس و ترجمه فرهاد اکبرزاده (نشر بان) است.

«ریشه‌ها و اندیشه‌ها» نوشته حبیب بابایی که درباره کتاب «ریشه‌ها و اندیشه‌ها: مقاله‌هایی در تاریخ و اندیشه ایرانیان» علینقی منزوی به کوشش غلامحسین صدری افشار (انتشارات مهرویستا) است.

«بازشناسی ذوق عامه» نوشته امید طاری فرد که درباره «پرورش ذوق عامه در عصر پهلوی: تربیت زیباشناختی ملت در سیاست گذاری فرهنگی دولت» علی قلی پور (نشر نظر) است.

«ایرانیان و سامیان در روزگار کهن» نوشته صبا لطیف پور که درباره کتاب «رویارویی فرهنگی ایرانیان و سامیان در روزگار پارتیان» گئو ویدن گرن و ترجمه بهار مختاریان (نشر آگه) است.

«مفهوم ایرانشهر در تاریخ اوراسیا و مفهوم ایران در اواخر عهد باستان» نوشته چیستا نیک سرشت که درباره کتاب «از جیحون تا فرات: ایرانشهر و دنیای ساسانی» تورج دریایی و خداداد رضاخانی و ترجمه مریم بیجوند (نشر مروارید) است.

«ادبیات داستانی و نمایشی در اوایل قرن حاضر» نوشته سعید رضوانی که درباره کتاب «معرفی و بررسی آثار داستانی و نمایشی از ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ شمسی» بهناز علی‌پورگسکری (انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی) است.

تکمله این بخش نیز «پشت شیشه کتابفروشی‌ها» نوشته روزبه شکیباست که در آن کتاب‌هایی چون «پیدایش روشنفکر گفت‌وگویی در ایران»، «سیمین بهبانی: شاعر و تکاپوگر مدنی»، «زمین از دریچه آسمان»، «ایرانیان از نگاه آمریکاییان»، «اندرز به سلطان»، «درآمدی بر فرهنگ نویسی»، «روزنامه حزب خران»، «روایت بازگشت»، «درباره عکاسی»، «متفکران چپ نو»،‌ «آشنایی با معرفت شناسی»، «اسلام و مدرنیته: تحول یک سنت فکری» و... به صورت مختصر معرفی شده‌اند.

همچنین در بخش یادنامه نیز یادداشت‌هایی در بزرگداشت یاد و خاطره مرتضی کلانتریان، حجت‌الله اصیل، سلیم نیساری، محسن ابوالقاسمی، محسن جهانگیری، یدالله ثمره، طهمورث ساجدی نیا، احمد ابومحبوب، احمد اقتداری، بهمن کشاورز و ابوالفضل زرویی نصرآباد منتشر شده است.

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...