کتاب «تاریخ ایل قشقایی: خاطرات میرزا نصرالله خان قهرمانی، معین دفتر» نوشته میرزا نصرالله خان قهرمانی، معین دفتر، با تصحیح کاوه بیات از سوی انتشارات نامک منتشر شد.

«تاریخ ایل قشقایی: خاطرات میرزا نصرالله خان قهرمانی، معین دفتر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، برخی از مورخان ایل قشقایی را از مغول‌های دوره چنگیزخان محسوب داشته و فامیل خوانین را از نژاد و نبیره خود چنگیزخان می‌دانستند. اخیرا در تاریخی که مشیرالدوله پیرنیا نوشته و هنوز به چاپ نرسیده می‌نویسد ایل قشقایی از ایلات قفقاز است که هنوز هم قریب بیست‌هزار خانوار در دربند قفقاز به نام کشکانی موجود و ساکن است و در یک قسمت از کوه و کمر دربند به لفظ ترکی حجاری شده، ترجمه عبارت ترکی به زبان فارسی این است: در اینجا می‌نشستند ایلات کشکانی. چیزی که به تحقق رسیده قشقایی و خلج و آق قویونلو و قره‌قوینلو از ایلات قفقاز هستند که از آنجا مهاجرت کرده و به اردبیل آمده از ابتدا دارای اهمیت و اعتبار بوده‌اند.

اوزون حسن آقو‌قویونلو که رد شیروان و آذربایجان تشکیل سلطنت داده بعدا جهانشاه و سلطان ابوسعید بهادر که از نژاد و نبیره چنگیزخان بودند از میان برداشته و سلطان بالاستقلال ایران شد، خواهر خود را به سلطان حیدر پدر شاه اسماعیل صفوی داده و سلطنت از فامیل اوزون حسن به سلاطین صفوی منتقل شد. در تاریخی که مشیرالدوله پیرنیا نوشته اولاد خوانین را از نسل و نژاد اوزون حسن آق‌قویونلو معرفی کرده و می‌نویسد قشقایی و خلج و آق‌قویونلو و قره‌قویونلو در زمان شاه عباس یا شاه طهماسب از اردبیل به طرف اصفهان و فارس مهاجرت کرده یک قسمت عمده از خلج‌ها در خلجستان اطراف قم ساکن و تخته قاپو شده، ده‌هایی که به نام‌های مختلف مشهور بودند تغییر اسم داده خلجستان معروف شدند.

در ناسخ‌التواریخ آمده است: خوانین قشقایی و بوانات در امور مهم شریک و وجود خوانین بوانات قابل اعتنا و اهمیت بوده که فرمانفرما با قدرت و نفوذی که داشته است از میرزا قاسم‌خان بیمناک بوده است. شجاع‌السلطنه بعد از ورود به اصفهان فرزند خود آقاباباخان را نزد برادر گسیل داشت و پیان پادشاه را نگذاشت. لاجرم فرمانفرما با آقاباباخان مازندرانی سردار فارس را مامور به اراضی فیروزآباد ساخت و فرمود مرتضی قلیخان به هر نحو توانی دستگیر کن و بسته نزد ما بفرست و خود در شیراز محمدعلی‌خان ایلخانی و میرزا قاسم‌خان خلج داماد او را گرفته در شیراز بازداشت کرد. فرزند خود اماقلی میرزا را به خانه میرزا علی‌اکبر قوام‌الملک فرستاده او را به اتفاق پسرش میرزا محمدخان کلانتر را گرفته مغلول به درگاه آورده و برحسب امر ایشان را در زندانخانه با ایلخانی و میرزا قاسم‌خان خلج دامادش محبوس داشتند.

ایل قشقایی به دلیل قدرت و اهمیت سیاسی‌اش در تمامی حوادث آن دوره، نهضت مشروطه و استقرار نظام سیاسی حاصل از آن، حوادث جنگ جهانی اول و بالاخره تحولات منجر به سقوط قاجاریه و برآمدن دولت رضاشاهی نقشی مهم‌ داشته است؛ نقشی که تاکنون بیشتر از یک منظر بیرونی یعنی از ورای گزارش‌های برجای‌مانده از منابع دولتی، نمایندگان قدرت‌های خارجی، گزارش وقایع‌نگاران شهری و دیگر مآخذ مشابه به تصویر درآمده است. حال آنکه حوادث و تحولاتی از آن دست از یک منظر دیگر یعنی یک نگاه درونی نیز می‌تواند روایت شود و آثاری چون خاطرات معین دفتر قهرمانی یکی از نمونه‌های ارزشمند آن است.

خاطرات میرزا نصرالله‌خان قهرمانی ملقب به معین دفتر، تاکنون و تا شناسایی احتمالی دیگر منابع مشابه، مهم‌ترین گزارش برجای‌مانده از تاریخ معاصر ایل قشقایی است؛ تاریخی به‌هم‌تنیده در تاریخ پرفرازونشیب ایران‌زمین و پیوسته با حیات ملی ایران و در این مورد به‌خصوص، درهم‌تنیدگی با تاریخ معاصر فارس از دوره مقارن با انقلاب مشروطیت تا فروپاشی سلطنت قاجار و شکل‌گیری نظام پهلوی. کتاب «تاریخ ایل قشقایی: خاطرات میرزا نصرالله خان قهرمانی، معین دفتر» پس از پیشگفتار و مقدمه در دو دفتر تنظیم شده است. در دفتر اول به حالات خوانین قشقایی، دوران ریاست عبدالله‌خان ضرغام‌الدوله، اسمعیل‌خان سردار عشایر و‌ برادران قشقاییپرداخته و در دفتر دوم نیز ایلات و طوایف قشقایی را بررسی می‌کند. پایان‌بخش کتاب نیز تصاویر و نمایه آمده است.

میرزا نصرالله‌خان قهرمانی معین دفتر، به گونه‌ای که خود در بخش «ارباب قلم و انشاء» همین کتاب به اختصار در شرح حال خود خاطرنشان کرده است «.... در سنه 1316 هجری قمری در دستگاه مرحمت پناه عبدالله‌خان ضرغام‌الدوله به شغل انشاء وارد خدمت شده، بعد در دستگاه مرحمت‌پناه اسمعیل‌خان سردار عشایر ایلخانی به شغل مباشرت قشقایی و سایر امور ملک و .... مفتخر و مورد توجه ....» بوده است؛ از این‌رو در موقعیتی قرار داشته که بتواند با توجه به تجارب و خاطرات دست‌اول خود از تحولات دوران حکمروایی ضرغام‌الدوله و صولت‌الدوله در یک دوره کم‌وبیش بیست‌ساله و همچنین یک دوره بعدی با اندکی فاصله، چنین گزارش دست‌اولی ارائه کند.

این گزارش که به درخواست شادروان ملک‌منصورخان قشقایی در پی مراجعت ایشان از اروپا در سال 1323 از معین دفتر برای نوشتن شرحی از «اوضاع و احوال قشقایی .... تاریخی از حالات قشقایی و فامیل خودمان ...» شکل گرفت و به‌تدریج طی چند سال صورت نهایی یافت، در دو بخش تدوین شده است؛ یکی خاطرات شخص معین دفتر از دوران مورد بحث که دفتر اول این مجموعه را شکل می‌دهد و دیگری دفتر دوم که در آن ایلات و طوایف قشقایی معرفی شده‌اند. در تدوین این بخش افزون بر دانش و اطلاع شخصی صاحب خاطرات در پاره‌ای از موارد از سران طوایف و ایلات مورد بحث نیز پرس‌وجو شده است. در این دفتر دوم در باب مجموعه‌ای از دیگر مضامین ذی‌ربط نیز مانند صورت املاک قشقایی و ساختمان‌های احداث‌شده توسط خوانین قشقایی و... اطلاعاتی ارائه شده است.

نوع نگاه و سبک نگارش معین دفتر را می‌توان منشیانه توصیف کرد و متأثر از آثاری چون «ناسخ‌التواریخ» سپهر و «فارسنامه ناصری» که خود در تاریخچه‌اش و به کرات بدان‌ها ارجاع داده است. با آنکه این روایت اصولاً بر خاطرات معین دفتر استوار است؛ اما در نحوه ثبت و بیان آن پاره‌ای از جنبه‌های رسمی و ملاحظات ناظر بر مآخذ و منابع پیش‌گفته نوع تعارف و تکلف نیز دیده می‌شود که در خلال آن سختی و خشونت حاکم بر مناسبات قدرت، چه در عرصه رقابت‌های درون ایلی و چه در زمینه رویارویی‌های بیرونی در برابر دیگر ایلات یا حوزه‌های غیرایلی نمود چندانی پیدا نمی‌کند.

نکته‌ای که در این خاطرات باید مدنظر داشت، استفاده نویسنده از اصطلاحات ایلی است؛ مانند اَملَک به معنای بره شیرخوار؛ فَرَح، جوجه کبک؛ کاوه، بزغاله؛ کُچه، کمین‌گاهی سنگچین برای شکار؛ گهره، بره، گلاح یا گلاه، رمه شتر؛ گوشتی، گوسفند؛ سوجر در اشاره به سولجر انگلیسی. همچنین استفاده گاه به گاه از اصطلاحات روز در اشاره به وقایع گذشته مانند اصطلاح استاندار به جالی والی یا واژه «چک» در بخشی از متن.

خاطرات معین دفتر به گونه‌ای که از تصاویر نمونه‌هایی چند از اصل دست‌نویس که در انتهای کتاب آورده شده برمی‌آید، به خطی خوش و خوانا بر روی اوراقی به قطع وزیری در حدود 460 صفحه نوشته شده‌اند که بعد از اتمام کار صحافی شده‌اند.

کتاب «تاریخ ایل قشقایی: خاطرات میرزا نصرالله خان قهرمانی، معین دفتر» نوشته میرزا نصرالله خان قهرمانی، معین دفتر با تصحیح کاوه بیات در 768 صفحه، شمارگان و 1320 نسخه و بهای 150 هزار تومان از سوی انتشارات نامک منتشر شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...
من با موراکامی (بی‌آنکه روحش خبر داشته باشد!) صیغه برادرخواندگی خوانده‌ام!... اغلب شخصیت‌های موراکامی، به‌ویژه در رمان‌ها جوان‌های ۳۵، ۳۶‌ساله‌ای هستند منزوی، زخم‌خورده، گریزان از زندگی عادی کارمندی مثلا و در جست‌وجوی هویت و حل مشکل خود... دست به چه کاری می‌زنی که معنای وجود خود را در دنیایی آشکارا بی‌معنا دریابی؟ آیا آن را چنان‌که هست، می‌پذیری، یا با تمام قوا می‌کوشی دریابی چرا چنین است؟... رمان شبیه جنگل‌کاری است و نوشتن داستان کوتاه مثل ایجاد باغ ...