بهنام صفوی درگذشت

23 اردیبهشت 1398

بهنام صفوی، خواننده موسیقی پاپ پس از سال‌ها تحمل بیماری امروز (دوشنبه) در سن ۳۶ سالگی درگذشت.

به گزارش ایسنا، بر اساس آنچه رضا فوادیان - مدیر برنامه‌های بهنام صفوی - در اینستاگرام خود اعلام کرده است این خواننده پاپ دقایقی قبل در اصفهان برای همیشه آرام گرفته است.

گفته می‌شود پیکر آن مرحوم در شاهین شهر اصفهان یا قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده می‌شود و تصمیم نهایی بر عهده خانواده خواهد بود.

بهنام صفوی در مقطع کارشناسی در رشتهٔ مهندسی عمران تحصیل کرده بود. او موسیقی را از دوران کودکی با ساز پیانو به صورت خودآموز آغاز کرد و سپس به فراگیری سازهای کوبه‌ای پرداخت.

بهنام صفوی در سال ۱۳۸۵ قطعه «تمنا» را منتشر کرد که مورد استقبال قرار گرفت و همین انگیزه‌ای برای تولید آلبوم اولش «عشق من باش» در سال ۱۳۸۸ شد.

«آرامش»، «فوق‌العاده» و «معجزه» دیگر آلبوم‌هایی است که از این خواننده پاپ به بازار عرضه شده است.

صفوی از سال ۱۳۹۲ دچار ضایعهٔ مغز شده بود که با پیشرفت این بیماری در صبح ۲۹ تیر ماه ۱۳۹۴ مجبور به عمل جراحی شد. حال بهنام صفوی بعد از عمل در ایران بهتر شده بود و حتی آلبوم جدید خودش به نام (معجزه) را هم منتشر کرد و کنسرت‌ها و اجراهای زیادی را هم برگزار کرد. همچنین چندین تک آهنگ را هم بعد از عمل خود منتشر کرد ولی در سال ۱۳۹۶ دوباره بیماری بهنام صفوی تشدید شد و این دفعه برای درمان به آلمان سفر کرد و توسط مجید سمیعی در بیمارستان INI هانوفر آلمان تحت عمل جراحی دوباره قرار گرفت. صفوی پس از بهبودی شرایط جسمی به ایران بازگشت، اما دی ماه ۹۷ بار دیگر علائم بیماری در وی پدیدار و در بیمارستان بستری شد و در نهایت خواننده جوان پاپ کشورمان این بار نتوانست در مقابل بیماری تاب بیاورد.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...