نمایشگاه پوستر دوره‌های مختلف جشنواره فیلم فجر در کنار نمایش فیلم‌های حاضر در جشنواره از جمله برنامه‌های موزه سینما در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر ۳۷ است.

به گزارش ایسنا، مدیر سینماهای موزه سینمای ایران گفت: سینماهای موزه در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر با تجهیزات مدرن صوتی و تصویری میزبان علاقه‌مندان و سینما دوستان خواهد بود، گفت: سالن‌های موزه در سانس‌های ۱۴:۳۰ و ۱۷:۰۰ در بخش مردمی جشنواره و در سانس‌های ۱۹:۳۰ و ۲۲:۰۰ در خدمت میهمانان جشنواره فیلم فجر خواهد بود.

آیت ملک نیا درباره دیگر برنامه این مجموعه در زمان برگزاری جشنواره نیز گفت: در طول برگزاری جشنواره در سالن انتظار سالن‌های سینماتوگراف و فردوس نمایشگاه پوستر دوره‌های مختلف جشنواره فیلم فجر و ویترین فجر برگزار می‌شود. از همه مردم دعوت می‌کنیم تا ساعاتی از وقت روزانه خود را برای دیدن آثار ارزشمند سینمای ایران اختصاص دهند. همچنین از فضای تاریخی ساختمان موزه سینما و محوطه درخور توجه و بنای بی‌نظیر موزه بازدید کنند.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...