به گزارش همشهری آنلاین، آلبوم «خراسانیات» از مجموعه آثار منتشرنشده محمدرضا شجریان به آهنگسازی زنده‌یاد پرویز مشکاتیان از روز سه شنبه بیستم اسفند ماه در بازار موسیقی منتشر شد. البته طبق اعلام سامانه صدور مجوز دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مجوز آلبوم «خراسانیات» متعلق به شرکت «دل آواز» در ژانر موسیقی سنتی پیش از این و در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۸ با شماره پرونده ۵۲۴۰-۱۳۹۷ صادر شده بود.

آلبوم «خراسانیات» با الهام از موسیقی مقامی منطقه خراسان تولید و اجرا شده است که «مقدمه کاروانیان»، «زلفای قجری»، «تک نوازی سنتور»، «یقین دِرُم»، «گفتی که ممیر وچهار مضراب»، «قطعه خزان»، «ساز و آواز دشتستانی- از اجرای صحنه در آلمان غربی ۱۹۸۹» عنوان آثاری هستند که در این آلبوم پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.

در توضیحات تکمیلی این آلبوم که بخشی از طراحی گرافیک آن با دست نوشته‌ای از پرویز مشکاتیان انجام گرفته، آمده است: «آلبوم خراسانیات اثر شنیده‌نشده‌ای است با صدای محمدرضا شجریان استاد آواز ایرانی و آهنگسازی زنده‌یاد پرویز مشکاتیان است. در این اثر که برگرفته از موسیقی مقامی خراسان است، از اشعار باباطاهر عریان و ملک‌الشعرای بهار بهره گرفته شده است.

ضبط استودیویی این آلبوم مربوط به سال ۱۳۶۵ بوده د راستودیو «بل» صورت گرفته، اما تا به حال منتشر نشده است. اجرای موسیقی این اثر را نیز گروه عارف بر عهده داشته که از نوازندگان این گروه می‌توان به پرویز مشکاتیان، منصور سینکی، جمشید عندلیبی، محمد فیروزی، اردشیر کامکار، بیژن کامکار و ارژنگ کامکار اشاره کرد. ضمن اینکه ایرج حقیقی صدابردار و میکس قطعات، غلامرضا صادقی تدوین، میکس دیجیتال و مسترینگ، آوا مشکاتیان طراح گرافیک دیگر عوامل اجرایی اثر را تشکیل داده اند. »

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...