مهوش افشاری

مهوش افشاری، دوبلور انیمیشن‌های «پسر شجاع»، «جیمبو» و «بچه‌های مدرسه والت»، با حضور هنرمندان عرصه دوبله تجلیل شد.

به گزارش ایسنا، مراسم تجلیل از هنرمند پیشکسوت دوبله مهوش افشاری و رونمایی از «صدای ماه»، مستند پرتره این هنرمند پیشکسوت شب گذشته (۱۰ اردیبهشت) در فرهنگسرای ابن‌سینا برگزار شد.

در این مراسم افرادی چون جلال مقامی، منوچهر اسماعیلی، سیدسلیم غفوری (مدیر شبکه مستند سیما)، محمود خوردبین (بازیکن پیشکسوت فوتبال و سرپرست باشگاه پرسپولیس) ژیلا سلحشور، منوچهر والی‌زاده، عباس مطمئن‌زاده (کارشناس سینما)، حسین شایگان (مترجم)، مهتاب تقوی، مژگان عظیمی، فرانک رفیعی طاری، جلال مقامی، شراره حضرتی، شهراد بانکی، افشین زی نوری، سعید شیخ‌زاده، همت مومیوند، جواد پزشکیان، سیامک اطلسی، بیژن علیمحمدی، عباس نباتی، مهین برزویی، شیلا آژیر، شیده آژیر، امیر حکیمی، زهره اسدی، سمیه موسوی، سمیه رهنمون، سارا جعفری، مینا قیاس پور، حسین بیگی، محمدعلی جانپناه، علی منانی، امیر منوچهری، تورج نصر، لادن سلطان پناه، نرگس فولادوند، مریم شاهرودی، مهسا عرفانی، سحر اطلسی، شوکت حجت، علیرضا باشکندی، کسری کیانی، مریم رادپور، صنم نکواقبال، ابوالفضل توکلی (کارگردان و تهیه‌کننده مستند صدای ماه) و همچنین مهوش افشاری حضور داشتند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...