نسخه صوتی کتاب «هفت پیکر»، سروده نظامی گنجوی، با صدای ساعد باقری توسط انتشارات نیستان منتشر و روانه بازار نشر شد.

هفت پیکر نظامی گنجوی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم‌، کتاب صوتی «هفت پیکر»، چهارمین گنج از پنج گنج نظامی که با عنوان هفت گنبد نیز شناخته می‌شود، توسط انتشارات نیستان منتشر شد.

این کتاب یکی از برترین منظومه‌های نظامی گنجوی، حکیم و شاعر بلندآوازه‌ ادبیات کلاسیک فارسی‌ است. در این اثر ماجراهایی غنایی و حماسی در قالب داستان‌هایی نیمه‌مستقل روایت شده‌اند.

«هفت پیکر»، چهارمین گنج از پنج گنجِ حکیم نظامی گنجوی شاعر بلندآوازه و داستان‌گوی بی‌بدیلِ ادبیات کلاسیک فارسی است. این اثر را با نام‌هایی چون «هفت‌گنبد» و «بهرام‌نامه» نیز می‌شناسند. عناوینی که وجه تسمیه‌ تمامی‌شان را با توجه به متن خود کتاب می‌توان دریافت.

«هفت پیکر» را می‌توان به دو بخش کلی تقسیم کرد: یکی بخش آغازین و فرجامین کتاب است، که مرتبط می‌شود به رویدادهای زندگی بهرام پنجم ساسانی، و همچنین، به روایاتی‌ از مرگ رازآلود این شاه نامدار ایران باستان؛ به همین دلیل است که از دیرباز کتاب هفت پیکر را «بهرام‌نامه» نیز می‌گفته‌اند.

بخش دیگر کتاب را هفت قصه‌ دلکش و نیمه‌تخیلی تشکیل داده که در میانه‌ کتاب و از زبان هفت همسر بهرام روایت می‌شوند. اگرچه شخصیت بهرام‌شاه به نوعی در بطن طرح کلی این بخش از کتاب نیز قرار دارد، باید گفت که در هفت قصه یا هفت روایتی که زبان همسران او بیان می‌شوند، خود او چندان نقش مهمی ندارد. این بخش از کتاب هفت پیکر، آکنده از روحی رمانتیک است، و از آنجا که شاعر نامدارِ کتابی که از آن سخن می‌گوییم، یدی طولا در قصه‌گویی و داستان‌پردازی داشته، در سرایش همین فرازهای کتاب بوده که اوج هنر خود را به نمایش گذاشته است.

کتاب هفت پیکر، صرف نظر از جذابیت‌های شعری و روایی‌اش، به لحاظ تاریخی نیز اثری مهم محسوب می‌شود. چرا که اگرچه هدف مؤلف تاریخ‌نگاری نبوده، اما در فرازهایی از کتاب تاریخ ایران باستان، (ولو با نگاهی حماسی و با استناد به منابعی مشکوک) روایت شده است. این اثر همچنین از حیث شناخت جهان‌بینی پیشینیان، متنی مهم و ارزشمند به شمار می‌رود. چرا که حاوی اطلاعاتی جذاب و دست اول درباره‌ الهیات، علم اخلاق، سیاست، طب، نجوم و سایر جنبه‌های زندگی قُدماست.

کتاب «هفت پیکر» از جمیع جهات یکی از بهترین آثار نظامی و فراتر از آن، از مهم‌ترین منظومه‌های تاریخ ادبیات ماست؛ بنابراین مطالعه‌ آن برای تمام فارسی‌زبانان لذت‌بخش و پُرفایده خواهد بود.

نسخه صوتی «هفت پیکر» با صدای ساعد باقری به مدت 18 ساعت توسط انتشارات نیستان منتشر و روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...