راز فال ورق شنیده شد

17 فروردین 1401

کتاب گویای «راز فال ورق» [The Solitaire Mystery] نوشته یوستین گوردر [Jostein Gaarder] با صدای مهیار ستاری در انتشارات نوین کتاب گویا تولید شده تا علاقمندان به رمان‌های فلسفی_ادبی، بتوانند آن را در قالب کتاب صوتی بشنوند.

راز فال ورق» [The Solitaire Mystery] یوستین گوردر [Jostein Gaarder

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نسخه چاپی «راز فال ورق» در سال 1376 از سوی نشر مرکز به بازار آمد و در اولین روزهای سال 1401 انتشارات نوین کتاب نسخه صوتی آن را با صدای مهیار ستاری و آهنگسازی رامین وطن‌نیا، در دسترس علاقه‌مندان قرار داد.

این کتاب، نوشته یوستین گوردر است که به عنوان نویسنده آثار فلسفی شناخته شده و به خصوص «دنیای سوفی» او از شهرت بسیاری برخوردار است. داستان «راز فال ورق» درباره هانس توماس و پدرش است که یک سفر را آغاز می‌کنند و در جریان این مسافرت طولانی، دریچه‌های بسیاری از عالم اندیشه به روی آنها گشوده می‌شود. مادر هانس توماس، زنی است که به سودای مدل شدن و ورود به دنیا مد خانه را ترک کرده است. هانس و پدرش به دنبال او از نروژ تا آتن را زیر پا می‌گذارند. یک روز هانس در دل یک کلوچه پخته‌شده، یک کتاب کوچک پیدا و خواندن آن را شروع می‌کند. داستانی که در این کتاب کلوچه‌ای پی گرفته می‌شود به طور موازی با داستانی که برای پدر و پسر در حال وقوع است، برای مخاطب روایت می‌شود و این دو ماجرا در فصل پایانی به شکل زیبایی با یکدیگر خط و ربط پیدا می‌کنند.

در این کتاب هم همچون دیگر آثار گوردر مثل «دنیای سوفی» یا «دختر پرتقالی»، مفاهیم فلسفی را به زبان ساده می‌شنویم. او در طول داستان خود با پرسش‌های رایج در ذهن بشر به شیوه‌ای استادانه مواجه شده؛ سوالاتی از این دست که ما که هستیم و چطور موجودیت پیدا کرده‌ایم؟ دوتا از شخصیت‌های اصلی این کتاب، ژوکر و ملوان هستند و دیالوگ‌های بین این دو مباحث جالبی را به وجود می‌آورد. ژوکر فردی عاصی از اجتماع، درونگرا و ژرف‌اندیش است و نویسنده بار زیادی از تبیین موضوع را روی دوش این شخصیت نهاده است.

مهیار ستاری، گوینده این اثر که 22سال سابقه گویندگی در رادیو و دوبله دارد و گویندگی آثاری همچون «جنایت و مکافات»، «کشتی ساکورا»، «گربه بلیتس»، «ژنرال جنوبی اهل بیگ‌سور»، «مرگ ایوان ایلیچ» و... در کارنامه کتاب‌خوانی‌های او دیده می‌شود، درباره نسخه صوتی این اثر می‌گوید: «اگر کسی فلسفه را دوست دارد اما بحث سنگین فلسفی خسته‌اش می‌کند، حتما شنیدن این کتاب او را خوشحال خواهد کرد.»

ستاری همچنین خاطرنشان می‌سازد: «درست است که شهرت گوردر با رمان «دنیای سوفی» شروع شد اما باید بدانیم که محبوبیت این نویسنده با «راز فال ورق» به اوج رسید و خود گوردر نیز این کتاب را به عنوان شاهکار کارنامه‌اش قلمداد می‌کند، چراکه در آن، فانتزی و فلسفه با هم گره خورده است.»

کتاب «راز فال ورق» نوشته یوستین گوردر با ترجمه عباس مخبر، به گویندگی مهیار ستاری و با انتخاب موسیقی رامین وطن‌نیا در 11 ساعت و 38 دقیقه در انتشارات نوین کتاب گویا در قالب کتاب صوتی منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...