مجموعه «در صدای تو میدانی چیست؟» شامل عاشقانه‌های جمال ثریا، شاعر مطرح ترک با ترجمه بهرنگ قاسمی توسط نشر آنیما منتشر شد.

در صدای تو میدانی چیست؟ عاشقانه‌های جمال ثریا

بهرنگ قاسمی به مهر گفت: جمال ثریا یکی از شاعران برجسته ترک است که همواره با نظریه‌های بی‌بدیل‌اش راه‌های روشن و تازه‌ای را برای نسل‌های بعد از خودش هموار کرد. او نه تنها شاعر بلکه یک منتقد و پژوهشگر تراز اول ترکیه بود که بی‌تردید تمامی این موارد را در اشعار بلند و کوتاه‌اش براحتی می‌توان لمس کرد. من در این کتاب اشعار کوتاه و همچنین قسمت‌های درخشانی از اشعار بلندش را ترجمه کرده‌ام.

وی افزود: در کتاب پیش رو شعرهایی را برای ترجمه انتخاب کرده‌ام که از نظر ساخت و کارکردهای عاطفی منجر به التذاِذ و قرایٔت متن شود؛ چرا که شعرهای کوتاه و عاشقانه‌ی ثریا در چشم بر هم زدنی مخاطب را برانگیخته کرده و جهانی را پیش روی ما می‌سازد که به روشنی قابل لمس و تأویل است.

قاسمی ادامه داد: همانطور که اشاره کردم، ثریا یکی از شاعران برجسته و نامی دومین جنبش ادبی نو در ترکیه و از نظریه‌پردازان آن به‌شمار می‌رود و پس از ناظم حکمت، ملیح جودت و اورهان ولی کانیک، با سنت زدایی و پوست اندازی در قالب ادبیات، شکل و طرح تازه‌ای به ساحت ادبیات ترک بخشید.

وی درباره ویژگی‌های آثار جمال ثریا نیز اشاره کرد: در مقدمه کتاب به معرفی تمام و کمال جمال ثریا پرداخته و همچنین در انتهای کتاب نیز آثار، مقاله‌ها و کتاب‌هایش را تک تک ذکر کرده‌ام. جمال ثریا شاعر و پژوهشگر ساکتی نبود و مدام در تلاش و تکاپو بود تا ابعاد تازه‌ای را به جهان ادبی خود و نسل‌های بعدش بیافزاید. آثاری چون «خانه به دوش»، «مرا ببوس و به دنیا بیاور» و همچنین «حرف‌های عاشقانه‌اش» آثاری است که باید ایرانیان با آنها آشنا شده و مطالعه کنند.

این شاعر و مترجم همچنین درباره ضرورت آشنایی مخاطبان ایرانی با آثار جمال ثریا گفت: تا آنجایی که من اطلاع دارم آثار جمال ثریا کم و بیش و از روی تفنن در فضای مجازی توسط دوستانی چند به فارسی ترجمه شده بود اما من ندیده‌ام که تاکنون گزیده‌ای از آثار او صورت یک مجموعه چاپ شود، شاید این نظر من به بدلیل دوری‌ام از فضای چاپ و نشر ایران باشد. یعنی ممکن است کتابی چاپ شده و من از آن بی اطلاع باشم.

«در صدای تو میدانی چیست؟» سروده جمال ثریا و ترجمه بهرنگ قاسمی با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۱۶ صفحه و بهای ۱۵ هزار تومان توسط نشر آنیما منتشر شده و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد.

بهرنگ قاسمی متولد ۱۳۶۱، شاعر و مترجم است. «در صدای تو میدانی چیست؟» نخستین کتاب ترجمه اوست. به قلم او پیشتر چهار مجموعه شعر با عناوین «مهمان‌های نامرئی»، «تلسکوپی که تو را رصد می‌کرد، شکست»، «نهنگ‌ها بی گذرنامه عبور می‌کنند» و «از صدایم عکس انداخته‌ام» منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...