تماشاخانه «مهرگان» از ۲۳ اردیبهشت میزبان نمایشی با موضوع تجاوزهای خانوادگی شده است. این نمایش که "بختک" نام دارد را آناهیتا زینی‌وند هرشب ساعت ۱۸ و تا ۱۲ خرداد روی صحنه می‌برد.

کارگردان و تهیه‌کننده "بختک" در گفت‌وگویی با ایسنا، درباره این نمایش گفت: "بختک" حاصل پژوهش دو سال و اندی گروه نمایشی ماست. این نمایش حول محور تجاوزهای جنسی از سوی محارم مطرح می‌شود.

او افزود: من به واسطه اینکه حدود ۱۶ سال است به عنوان فعال اجتماعی بر روی آسیب‌های اجتماعی فعالیت می‌کنم، با مددجوهای زیادی در ارتباطم و از این طریق با قربانیان این نوع از تجاوزهای جنسی ملاقات کردم و داستان‌های آنها را شنیدم و از میان این داستان‌ها در این نمایش هفت داستان روایت می‌شود.

زینی‌وند با بیان اینکه "این نمایش به سبک رئال و فرم است " بیان کرد: هفت داستان مستند ما به صورت اپیزودی روایت می‌شود و اپیزود آخر برگرفته از فیلم "هزاران زن چون من" است. ما بعد از تحقیقات، به تحلیل داستان‌های روایت شده و ریشه‌یابی آن‌ها می‌پرداختیم و تقریباً حدود یک سال است که به صورت جدی روی داستان‌های انتخابی کار کردیم.

او ادامه داد: ما در این نمایش سعی کردیم، طرح مسئله کنیم و این گام اولمان بود، امیدوارم که در گام‌های بعدی به حل مسئله در صحنه نمایش بپردازیم و این قدرت را داشته باشیم که مخاطب را به طور مستقیم درگیر کنیم تا این معضلات کمتر شود.

او درباره علت اجرا "بختک" در ماه رمضان توضیح داد: ما در ابتدا قصد داشتیم اواخر فروردین یا بعد از ماه رمضان "بختک" را اجرا کنیم، اما گرفتن مجوز و هماهنگی‌ها کمی طول کشید و به اجرای آخر فروردین نرسیدیم. همچنین یکی از بازیگران این نمایش که در طول دو سال پژوهش کنار ما بوده، قصد مهاجرت دارد و من علاقه‌مند بودم که ایشان حتماً در این نمایش حضور داشته باشد، بنابراین ما تصمیم گرفتیم بعد از اخذ مجوز سریع اجرا برویم.

او در پایان درباره استقبال تماشاگران از این نمایش گفت: با توجه به اینکه در ماه مبارک رمضان هستیم اما استقبال از نمایش خوب بوده است.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: "بختک" روایتی است مستند و خاطره‌ای زنده که همچون سایه شومی همه ابعاد زندگی دختران ما را دربرگرفته است. سکوت و تحمل تنهاییِ درد تنها چاره نیست. چاره فریاد است و ما روایت کنندگان این فریادیم...

"بختک" دارای محدودیت سنی است و ورود افراد زیر ۱۸ سال در این نمایش ممنوع است. همچنین عوائد یک شب اجرای این نمایش صرف جمع آوری دیه برای بچه‌های کانون اصلاح تربیت شده است.

زهرا اکبری، رقیه اسلامی، عاطفه خاوری، انجیلا سروری، فاطمه سلیمی، سحر قاسمی، فائزه السادات مصباحی، زهرا یعقوبی از بازیگران این نمایش ۴۵ دقیقه‌ای هستند.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...