یک کتاب به قلم سه روزنامه‌نگار ترکیه‌ای جزئیاتی کامل از ماجرای قتل «جمال خاشقچی» روزنامه‌نگار عربستانی را بر اساس فایل‌های صوتی فاش کرده است.

به گزارش ایسنا به نقل از نیویورک تایمز، این کتاب با عنوان «جنایت‌های دیپلماتیک: اسرار تاریک قتل جمال خاشقچی» نوشته «عبدالرحمان سیمسک»، «نظیف کارامان» و «فرهات اونلو» سه روزنامه‌نگار ترکیه‌ای است که بر اساس فایل‌های صوتی به‌جامانده از قتل «خاشقچی» در تاریخ ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸ در کنسولگری عربستان در استانبول نوشته‌ شده و تا به امروز کامل‌ترین و دقیق‌ترین جزئیات این قتل هولناک را آشکار می‌کند. 

در این کتاب به نحوه عملیات سعودی برای کشاندن «جمال خاشقچی» به داخل کنسولگری و ادامه ماجرا پرداخته می‌شود. البته نویسندگان این کتاب می‌گویند به صورت مستقیم به فایل‌های صوتی دسترسی نداشته‌ و کتاب را بر اساس اطلاعات اخذشده از ماموران امنیتی نوشته‌اند.

یکی از مقام‌های امنیتی ترکیه که خواسته نامش فاش نشود صحت جزئیات این کتاب را تائید کرده است. «جنایت‌های دیپلماتیک: اسرار تاریک قتل جمال خاشقچی» اولین‌بار به زبان ترکی در دسامبر سال گذشته میلادی منتشر شده بود. 

مقام‌های سعودی تاکنون روایت‌های متناقضی از ماجرای قتل این روزنامه‌نگار ارائه داده‌اند. آن‌ها در ابتدا اعلام کردند که «خاشقچی» ساختمان کنسولگری عربستان در استانبول را صحیح و سالم ترک کرده است و بعدها عنوان کردند او بر اثر یک درگیری کشته شده است، اما در نهایت اذعان کردند که «خاشقچی» کشته و سپس اعضای بدنش تکه تکه شده است. 

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...