اولین شماره مجله نقد اندیشه به همراه ضمیمه ویژه «نقشه ایران فرهنگی» منتشر شد.

نقشه ایران فرهنگی در اولین شماره از نقد اندیشه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اولین شماره مجله نقد اندیشه با عنوان «مجله تفکر انتقادی و ایده‌های متضاد» با تصویری از سیدحسین نصر در روی جلد خود و متن گفت‌وگو با این فیلسوف سنت‌گرا در برنامه شوکران به‌تازگی منتشر شده و روی پیشخوان مطبوعات آمده است.

این‌مجله شامل ۱۷ گفتگوی اختصاصی با متفکران داخلی و خارجی، ۲ میزگرد و ۴۰ مقاله درباب مهم‌ترین مسائل فکری ایران و جهان است.

نخستین شماره این مجله شامل ضمیمه‌ای ویژه با عنوان «نقشه ایران فرهنگی» است که به صورت A3 در ابتدای مجله قرار گرفته و برای نخستین بار هویت ایرانی را در چهار محدوده جغرافیاییِ نوروز، زبان‌های ایرانی، مرزهای طبیعی و ایران کهن ترسیم کرده است. این نقشه با همکاری نقد اندیشه و مؤسسه گیتاشناسی نوین در سایز بزرگ هم عرضه شده است.

همچنین، بخشی از این مجله هم به پرونده‌ای ویژه درباره «بازآفرینی رؤیای ایرانی» که مکمل نقشه ایران فرهنگی است اختصاص دارد و با آثار و گفتارهایی از فتح‌الله مجتبائی، عبدالمجید ارفعی، رادولف متی، بیژن فرهود، محمدجعفر یاحقی، زهره زرشناس، فریدون مجلسی و… به چاپ رسیده است.

«چالش‌های وضع تفکر معاصر» پرونده دیگر مجله نقد اندیشه است که در آن بیست گفتار درباره بررسی بحران فکری جریان اسلامی، همراه گفتگو با حاتم قادری، شهیندخت خوارزمی، محمود رجبی، محمد صنعتی، علینقی مشایخی، عبدالله جوادی آملی و… منتشر شده است.
«پایان کار انقلاب؟» هم عنوان میزگردی با حضور مهدی گلشنی، نجفقلی حبیبی و سیدجواد میری است.
«تفکر انتقادی در سنت اسلامی» عنوان پرونده دیگری با مقالاتی از پیتر آدامسون، خالد ابوالفضل، عبدالمجید مبلغی، محمد امین و… است. «ارتجاع، دین و سنت» هم از دیگر پرونده‌هایی است که شامل متن کامل گفت‌وگو با سیدحسین نصر در آخرین برنامه شوکران و گفت‌وگو با چارلز تیلور، فیلسوف بزرگ کانادایی و مقاله‌ای اختصاصی از اسلاوی ژیژک با تیتر «شبح دائمی ارتجاع» است.

نقد اندیشه در پرونده «آینده تفکر در جامعه شبکه‌ای» به موضوع «اندیشیدن هوش مصنوعی» پرداخته که در آن گفت‌وگویی با پروفسور مانوئل کاستلز، متفکر بزرگ اسپانیایی هم به چشم می‌خورد.

در پرونده «چشم‌انداز رنسانس ایرانی» هم با مروری بر خاطرات عبدالله انوار، آخرین گفت‌وگو با این حکیم فقید ایرانی منتشر شده است.

از دیگر عناوین این مجله چهار زبانه می‌توان به «اولویت آزادی بر دین؟» شامل میزگردی با حضور رضا امیرخانی، مهدی نصیری، ناصر نقویان، شریف لکزایی و سهیل اسعد اشاره کرد.

پیام فضلی‌نژاد صاحب امتیاز و مدیرمسئول فصلنامه «نقد اندیشه» است و این شماره با ۲۴۸ صفحه و قیمت ۱۳۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...