شماره جدید مجله «جهان کتاب» با مطالبی با عناوین «فرانکلین در ایران» و «اتحاد در نشر» منتشر شد و روی پیشخان آمد.

شماره ۳۹۹ دوماهنامه «جهان کتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شماره ۳۹۹ دوماهنامه «جهان کتاب» ویژه خرداد و تیر ۱۴۰۲ است.

این‌شماره از مجله مذکور با داستان‌های مراد نوشته احمد اخوت، عطش افعی نوشته غسان کنفی با ترجمه زینب منصوری، ولادتی دشوار نوشته جلال امین با ترجمه سیدمحمدحسین میرفخرایی و ثروت بسا که مصیبت شد؛ نوشته سیروس پرهام شروع می‌شود.

همچنین از دیگر مطالب این شماره می‌توان به فارسی زدایی از فرهنگ دربار نوشته مارک توتا ترجمه کاوه بیات، نامه‌های هنینگ و تقی زاده نوشته سیداحمدرضا قائم مقامی، ارواح تاریکی در گوشه و کنار شهر نوشته معصومه علی اکبری، محاکمه دیرهنگام ژنرال نوشته فرخ امیرفریار، کی بود که گفت تنها صداست که می‌ماند نوشته مرضیه کهرانی، رؤیای ژاپنی نوشته سوری احمدلو، فرانکلین در ایران نوشته مجید رهبانی اشاره کرد.

اتحاد در نشر: چاپ یک روزنامه با چندین امتیاز نوشته ناصرالدین پرون، تاریخ ویرایش در ایران: چند اثر کهن از دیدگاه تدوین و ویرایش نوشته مشترک عبدالحسین آذرنگ و مروارید رفوگران، انواع ویرایش متن در ویرایش ادبی روسی (۳) نوشته‌ای. ب. گالوب ترجمه مریم سامعی، گئورگ هوث و اکتشافات تورفان نوشته مایکل کناپل و ترجمه پیام شمس الدینی، استعمار، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و کلنل پسیان نوشته کامیار عابدی، نخستین ترجمه فارسی از شعر ویسواوا شیمبورسکا نوشته علیرضا دولتشاهی، شاعر تنهایی من، تیشانی دوشی نوشته سهیلا صارمی از دیگر عناوین مطالبی است که در این شماره از نشریه جهان کتاب به چاپ رسیده است.

از دیگر مطالب این شماره از نشریه جهان کتاب می‌توان به خانم دالووی: شعری در ستایش قدم زدن در لندن نوشته دیوید دمراش و ترجمه علی خزاعی فر، صفوف یک صنف: در جستجوی اقدامات اجتماعی و گروهی نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان در ایران نوشته سیدعلی کاشفی خوانساری، هزار و یک داستان نوشته زری نعیمی، معرفی کوتاه، تازه‌های بازار کتاب از فرخ امیرفریار، به یاد ناصر پاکدامن و درگذشتگان اشاره کرد.

در بخش درگذشتگان از باقر پرهام، عدنان غریفی، بهرام مقدادی، اصغر رستگار، علی اصغر بهرامی، عبدالعی قوام، محمدحسین عباسپور تمیجانی، محمد بهرامی، فاطمه کریمی، علی عبدلی، احمد صفار مقدم، سیاره مهین فر، سوسن شاکرین، حسین دیلم کتولی، رضا زمانی، فریدون طاعتی، محمدرضا همت یار، علیرضا فراهانی، ویلفرد مادلونگ، اسد گلزاده بخارایی، ظفر میرزایان یاد شده است.

در بخشی از مطالب این شماره جهان کتاب است:

گئورگ هوث، چهره ناشناخته دیگری است از سپهر ایران شناسان آلمانی، اهمیت علمی هوث در این است که اولین تبت شناس و مغفول شناس آموزش دیده در دانشگاه‌های آلمان بود. نقش وی در تاریخ ایران شناسی نیز مربوط است به مشارکت او در نخستین سفر از چهار سفر اکتشافی آلمانی‌ها در دو دهه نخست ۱۹۰۰، در واحه تورفانو نیز سفر وی به ناحیه پامیر افغانستان و گردآوری برخی از دست نویس های ایرانی.....

این‌مجله با ۸۵ صفحه و قیمت ۱۰۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...