اختیارات الایام. عنوان چندین رساله کوتاه و بلند از محمدباقر مجلسی(1037-1111) در شناخت سعادت و نحوست ایام و پاره‌ای مسائل جغرافیایی و نجومی دیگر.

در مجموعه پر شمار رساله‌های موسوم به "اختیارات" که نویسندگان متعدد جداگانه تالیف کرده یا به استنساخ از آثار دیگران و افزودن و کاستن آنها پرداخته‌اند، چندین رساله منسوب به محمد باقر مجلسی است. مجموعه اخیر را در واقع روایت‌ها و نسخه‌هایی از سه رساله مجلسی می‌دانند که آنها را به لحاظ حجم، بزرگ و میانه و کوچک خوانده‌اند. با این همه به گفته برخی، اصل اختیارات مجلسی همان روایت کوتاه بوده که دیگران مطالبی بر آن افزوده‌اند. یکی از مفصل‌ترین روایت‌های موجود - و ظاهرا مفصل‌ترین آن‌ها- نسخه‌ای است چاپ سنگی مورخ 1278ق که مؤلف در آغاز آن، پس از حمد و ستایش خدا و رسول اکرم(صلی‌الله علیه و آله و سلم) و ذکر نام خود در معرفی رساله و سبب تالیف آن می‌نویسد: «رساله‌ای است در بیان آنچه از احادیث صحیحه معتبره اهل بیت رسالت - صلوات الله علیهم اجمعین- معلوم می‌شود از سعادت و نحوست ایام هفته و ماه و روز و ساعات و شناختن زوال قبله و سایر ضروریات که از کتب علمای سلف و تواریخ استخراج شده... مرتب شد بر چهل و پنج باب تا آن که جمعی از شیعیان خلّص که در جمیع امورات متابعت پیشوایان دین را لازم می‌دانند به این رساله عمل نموده به اختیارات و ساعات نحوسیه، که به حسب شروع مذموم است، محتاج نباشند.» و در ادامه فهرست بابها را می‌آورد:

دو باب نخست درباره موضوع اصلی رساله، یعنی اختیارات ایام ماه و هفته؛ در پی آن چهار باب در شناخت ماه‌های دوازده‌گانه (فارسی، ترکی، و رومی)؛ یک باب در معرفی فصول اربعه؛ باب هشتم در بیان ساعت‌های ایام؛ باب نهم در احکام نوروز فرس؛ چهار باب بعدی در بیان احکام محرم تامه، کسوف و خسوف قوس و قزح، کائنات و رعد و برق و زلزله. در یازده باب دیگر، پس از معرفت زوال، رکود شمس، زوال لیل، معرفت قبله، رساله به مباحثی جغرافیایی چون ابعاد و اجرام و مساحت روی زمین‌ها و آسمان‌ها و دریا‌ها، اقالیم سبعه، بحیرات، نهرهای عظیم، چشمه‌ها، چاه‌ها می‌پردازد. باب بیست و چهارم خلاصه اختیارات ایام را در بردارد و پس از آن بابی در ذکر روزهای نحس می‌آید. ادامه  رساله باب‌هایی درباره موضوعات پراکنده است از جمله احکام خواب دیدن، فصد کردن، طالع  مولود، دفع نحوست، آداب سفر، طلب حاجات و اولاد، زیارت اهل قبور، بیماری استخاره و شکیات نماز دیدن ماه.

مؤلف در باب‌های مربوط به اختیارات ایام، که حجم عمده رساله را در بر گرفته، به روایت رضی‌الدین ابن طاووس و دیگران از امام صادق (علیه السلام)- که بسیاری از علوم خفیه و رساله‌های این چنینی به ایشان  منسوب است- مجموعه‌ای از وقایع دینی و تاریخی را که در هر روز رخ داده‌اند، گاه به اختصار و گاه به تفصیل ذکر می‌کند، فهرستی از کارهای شایست و ناشایست آن روز را بر می‌شمارد طالع مولود آن را باز می‌گوید و در پاره‌ای موارد، روایت‌های متفاوت و حتی گاه متضاد در باب یک موضوع ذکر می‌کنند. رساله مختصر در سه فصل است که در فصل نخست به اختیارات ایام ماه و هفته اختصاص دارد و فصل سوم حاوی دعاهایی در رفع نحوست است.

هر چند مجلسی، در ذکر خاستگاه این احکام، بدین اشاره بسنده می‌کند که بعضی از احکام آنها موافق اختیارات فرس است. به خوبی می‌توان دید که در تدوین این رساله – و همچنین دیگر نوشته‌های این چنینی که در دیگر آثارش و حتی بحارالانوار دیده می‌شود- از منابع ایرانی بهره فراوان برده و گذشته از ذکر رویدادهای مهم تاریخ اساطیری و واقعی ایران باستان، به نظر می‌رسد که در معرفی ایام به عنوان سعد و میانه و نحس همچنین احکام امور متاثر از اندیشه‌های ایرانی بوده است.

عسکر بهرامی. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش 

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...