نشست رونمایی از کتاب‌های «اندیشه‌های فلسفی ابن‌سینا» نوشته دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و «حکمت صدرایی در جهان اسلام» تألیف دکتر سید مصطفی محقق ‌داماد، با حضور اهالی علم و فرهنگ در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

نشست رونمایی از کتاب‌های «اندیشه‌های فلسفی ابن‌سینا» نوشته دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و «حکمت صدرایی در جهان اسلام»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از اطلاعات، در ابتدای این نشسـت پـیام آیت‌الله جعفر سبحانی توسط فرزند ایشان قرائت شد. سپس پیام تصویری دکتر سید حسین نصر، استاد دانشگاه جرج‌واشنگتن پخش شد که وی در بخشی از این پیام گفت: دکتر دینانی آثار مهمی در زمینه‌های حکمت، فلسفه و علوم دینی دارد که جزو میراث علوم عقلی در ایران به حساب می‌آیند. امیدوارم محققان غربی با آثار او آشنا شوند و اهمیت این آثار در سطح بین‌المللی درک شود. حفظ و بقای فلسفه اسلامی در ایران مدیون افرادی چون دکتر دینانی و دکتر اعوانی است.

وی همچنین درباره کتاب آیت‌الله محقق‌ داماد گفت: آیت‌الله محقق ‌داماد جدای از اینکه از یک خانواده خیلی مهم دینی در ایران آمده، در اروپا درس خوانده و با تفکر غربی آشناست. او سهم مهمی در گفتگوی بین ادیان داشته‌است. او با کلام و فلسفه و مسائل مسیحیت آشنایی کامل دارد و بین علمای ما، این نوع افراد کم هستند.

در ادامه مراسم، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی طی سخنانی اظهار کرد: فرهنگ فقط در انسان وجود دارد و هیچ موجود دیگری فرهنگ ندارد. در جلسات شبانه‌ای که هفته‌ای ۲ شب در محضر علامه تشکیل می‌شد، علامه افکار متعالی خود را اظهار می‌کرد. او در نوشته‌ها بسیار محتاط بود زیرا خیلی او را آزار می‌دادند و حتی یک‌بار نزد آیت‌الله بروجردی شکایت کردند که علامه، فلسفه درس می‌دهد و طلبه‌ها را بی‌دین می‌کند!

وی افزود: درس فلسفه علامه را تعطیل کردند و مدتی بعد با وساطت آقای بهبهانی توانست دوباره فلسفه را تدریس کند. او مردی بسیار خوش‌فکر و متعالی بود. اگر علامه طباطبایی در قم نبود، علمای امروز ما ازجمله آیت‌الله محقق ‌داماد وجود نداشتند؛ زیرا تدریس فلسفه ممنوع بود.

دینانی تصریح کرد: در تاریخ تفکر ما ابن‌سینا فیلسوفی است که در عالم بی‌نظیر است ولی آثارش خوب خوانده نمی‌شود. او اسم کتاب فلسفه‌اش را «شفا» و اسم کتاب طب خود را «قانون» گذاشت زیرا شفای واقعی را در شفای روح می‌دانست. انسان به‌واسطه اندیشه به مقام انسان بودن رسیده و هر اندازه اندیشه متعالی‌تر باشد، آن انسان هم متعالی‌تر خواهد بود.

این استاد فلسفه ادامه داد: فلسفه تعالی عقل است و نباید با آن مخالفت کرد و منافاتی هم با فقه ندارد. آقای محقق‌داماد هم فقیه است و هم فیلسوف.

در ادامه دکتر سید مصطفی محقق ‌داماد، فیلسوف و حقوقدان درباره علت نگارش اثری درباره ملاصدرا توضیح داد: ملاصدرا فلسفه ابن‌سینا را کنار حکمت ایرانی (خسروانی) و هر دو را کنار قرآن مجید گذاشت و آنچه بزرگان گذشته گفته بودند را با قرآن منطبق ساخت و نتیجه را با شهود انطباق داد. ملاصدرا هم ایرانی است، هم مسلمان است و هم شیعه. و این خیلی مهم است که حکیمی در ایران پرورش یافت که کار ابداعی کرد، نه اینکه فقط از دیگران تقلید کرده‌باشد.

دکتر غلامرضا اعوانی، استاد فلسفه سخنران بعدی مراسم بود که گفت: تأثیرگذارترین فرهنگ در جهان، فرهنگ ایرانی است که در تمدن‌های غرب و شرق اثر گذاشته‌است. ایران فرهنگی بسی وسیع‌تر از ایران جغرافیایی است. خصوصیت این فرهنگ، داشتن حکمت است. ایرانیان همیشه به داشتن حکمت معروف بوده‌اند و حتی یونانیان که خود را صاحب حکمت غرب می‌دانند، منشأ حکمت را در ایران دانسته و زرتشت را بزرگ‌ترین حکیم می‌نامند.

وی افزود: فلوطین که از بزرگ‌ترین حکمای الهی یونان است که برای آموزش حکمت می‌خواست به ایران سفر کند ولی چون مالی نداشت، وارد سپاه امپراطور شد. ۷ تن از فیلسوفان یونانی در زمان باستان به ایران پناهنده شدند و به دربار انوشیروان رفتند. ایران و دانشگاه جندی‌شاپور مرکز علم بود. کتاب‌های زرتشتی همه حکمت هستند ولی متأسفانه امروز فقط از منظر زبان‌شناسی بررسی می‌شوند.

اعوانی یادآور شد: بزرگان ما، حافظ این فرهنگ هستند. در سایر کشورهای اسلامی چیزی به نام حکمت نداریم بلکه اصول عقاید تدریس می‌شود. نباید از علوم غربی ترسید زیرا اینها شاخه‌ای از علوم اسلامی هستند. در غرب در قرون وسطی اصلاً فلسفه وجود نداشت و وقتی علوم اسلامی به غرب رسیدند، در آنجا دانشگاه شکل گرفت و علومی که از زبان عربی ترجمه شده بودند، در این دانشگاه‌ها تدریس شدند و تا به امروز حیات مستمر داشته‌اند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...