سومین شماره «گاهنامه نقد کتاب کودک»، ویژه پاییز ۱۳۹۹ با یاد سیروس برزو، محمدحسن راستگو، اسماعیل سعادت و منوچهر سلیمی، چهار چهره تازه درگذشته ادبیات کودک و نوجوان منتشر شد.

سومین شماره گاهنامه نقد کتاب کودک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در این شماره آثاری از نویسندگان و مترجمانی چون دیوید آلموند، شهلا انتظاریان، فرهاد حسن‌زاده، عبید رجب، حمیدرضا شاه‌آبادی، حسین شیخ‌رضایی، پروین علی‌پور، هوشنگ مرادی کرمانی، محبوبه نجفی، عبدالمجید نجفی، عباس یمینی‌شریف و ... مورد بررسی قرار گرفته است.

مقاله‌شناسی و اخبار ادبیات کودک و نامه ۸۰ نویسنده کودک و نوجوان از دیگر مطالب این گاهنامه است.

برخی از نویسندگان این شماره عبارتند از: اعظم ایزدی، مهناز باقری، مصطفی رحماندوست، مریم صفاهانی، مهدی عصاره، افشین علا، زیبا علیخانی، فروغ علی‌شاهرودی، نیوشا فدایی، مهدی فردوسی مشهدی، سیدعلی کاشفی خوانساری، عبدالله مرادی، فرنوش میرزایی و نیره سادات هاشمی.

«گاهنامه نقد کتاب کودک» در ۳۰۰ صفحه و با قیمت ۷۵۰۰۰ تومان از سوی نشر آرون منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...