سومین شماره «گاهنامه نقد کتاب کودک»، ویژه پاییز ۱۳۹۹ با یاد سیروس برزو، محمدحسن راستگو، اسماعیل سعادت و منوچهر سلیمی، چهار چهره تازه درگذشته ادبیات کودک و نوجوان منتشر شد.

سومین شماره گاهنامه نقد کتاب کودک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در این شماره آثاری از نویسندگان و مترجمانی چون دیوید آلموند، شهلا انتظاریان، فرهاد حسن‌زاده، عبید رجب، حمیدرضا شاه‌آبادی، حسین شیخ‌رضایی، پروین علی‌پور، هوشنگ مرادی کرمانی، محبوبه نجفی، عبدالمجید نجفی، عباس یمینی‌شریف و ... مورد بررسی قرار گرفته است.

مقاله‌شناسی و اخبار ادبیات کودک و نامه ۸۰ نویسنده کودک و نوجوان از دیگر مطالب این گاهنامه است.

برخی از نویسندگان این شماره عبارتند از: اعظم ایزدی، مهناز باقری، مصطفی رحماندوست، مریم صفاهانی، مهدی عصاره، افشین علا، زیبا علیخانی، فروغ علی‌شاهرودی، نیوشا فدایی، مهدی فردوسی مشهدی، سیدعلی کاشفی خوانساری، عبدالله مرادی، فرنوش میرزایی و نیره سادات هاشمی.

«گاهنامه نقد کتاب کودک» در ۳۰۰ صفحه و با قیمت ۷۵۰۰۰ تومان از سوی نشر آرون منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...