سومین شماره «گاهنامه نقد کتاب کودک»، ویژه پاییز ۱۳۹۹ با یاد سیروس برزو، محمدحسن راستگو، اسماعیل سعادت و منوچهر سلیمی، چهار چهره تازه درگذشته ادبیات کودک و نوجوان منتشر شد.

سومین شماره گاهنامه نقد کتاب کودک

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، در این شماره آثاری از نویسندگان و مترجمانی چون دیوید آلموند، شهلا انتظاریان، فرهاد حسن‌زاده، عبید رجب، حمیدرضا شاه‌آبادی، حسین شیخ‌رضایی، پروین علی‌پور، هوشنگ مرادی کرمانی، محبوبه نجفی، عبدالمجید نجفی، عباس یمینی‌شریف و ... مورد بررسی قرار گرفته است.

مقاله‌شناسی و اخبار ادبیات کودک و نامه ۸۰ نویسنده کودک و نوجوان از دیگر مطالب این گاهنامه است.

برخی از نویسندگان این شماره عبارتند از: اعظم ایزدی، مهناز باقری، مصطفی رحماندوست، مریم صفاهانی، مهدی عصاره، افشین علا، زیبا علیخانی، فروغ علی‌شاهرودی، نیوشا فدایی، مهدی فردوسی مشهدی، سیدعلی کاشفی خوانساری، عبدالله مرادی، فرنوش میرزایی و نیره سادات هاشمی.

«گاهنامه نقد کتاب کودک» در ۳۰۰ صفحه و با قیمت ۷۵۰۰۰ تومان از سوی نشر آرون منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

باهوش و بی‌سواد و می‌خواره و یکی از مریدهای دیدرو است... به شیوه‌ی خود، رؤیای آینده‌ای درخشان را در سر می‌پرورانند و خود را از بابت فقری که گرفتارش هستند دلداری می‌دهند... به زن جوانی از طبقه‌ی اشراف برمی‌خورد... از قید قیمومت شوهر پیرش آزاد می‌شود و با لوسین می‌گریزد... وارد محافل روزنامه‌نگاری می‌شود... احتیاج به پول و جاه‌پرستی مایه‌ی آن می‌شود که ادبیات را رها کند و به سوی عالم سیاست برود... او که آزادی‌خواه بود، سلطنت‌طلب می‌شود ...
تن‌تن به نوعی‌ هری‌ پاتر‌ زمان‌ خود بود... فعال، کنجکاو، مؤدب، در عین‌حال سنت‌شکن... یک دریانورد کهنه کار، بددهن و غرغرو که اعتیاد شدید به‌ الکل‌ دارد و شیشه‌ مشروبش عین ناموسش می‌ماند... داستان‌ها توسط تصاویری پشت سرهم‌ و به‌ صورت‌ دکوپاژی‌ دقیق‌ و خطی‌ و روان‌ تعریف می‌شوند... در مجموعه تن‌تن سکس و خشونت محلی‌ از‌ اعراب‌ ندارد... مردم به دو دسته‌ تقسیم می‌شوند یا متمدن شهرنشین‌اند و یا دهاتی و گاوچران! ...
نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...