به گزارش ایسنا، چاپ تازه کتاب «شگرف و شگفت: جستارها و نوشتارهایی در فرهنگ و ادب ایران» نوشته میرجلال‌الدین کزازی در ۲۴۶ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۲۴,۵۰۰ تومان در نشر ترنگ عرضه شده است.

این کتاب پیش‌تر در نشر شورآفرین منتشر شده بود.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: دانای دادار را سپاس بی‌شمار که باری دیگر مرا از مهر و نواخت بسیار خویش بهره‌مند و برخوردار گردانید و توان آن ارزانی داشت که جُنگی از جستارها و نوشته‌هایم را در دفتری گرد آرم و فراپیش خوانندگان اندیشمند و سخن‌سنج و ادب‌دوست بگذارم، با این امید و آرمان که مگر خواندن آن‌ها این گرامیان فرهیخته را خوش و دلپسند بتواند افتاد و کلیدی کارآمد به دستشان بتواند داد تا درهایی تاکنون ناگشاده را از فرهنگ گران‌سنگ ایران و زبان دلاویز پارسی و ادب شگرف و شورانگیز آن بر روی خویش بتوانند گشاد؛ ادب و زبان و فرهنگی فسونبار و ماندگار که مایه نازش و سرافرازش هر ایرانی در پهنه گیتی است و پایگاه و پایبندان جاودانگی ایران، چونان بهینه‌بوم فرمند فرزانگی و فرهنگ و فرهیختگی.

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...