نخستین شماره کاغذی مجله فرهنگی «رافکا» منتشر شده و در کتابفروشی‌ها عرضه شد.

به گزارش مهر، شماره جدید این‌مجله با موضوع اصلی «معشوق‌بودن» منتشر شده است. یک‌مجله یک‌سال به‌صورت مجازی منتشر شد و حالا در قامت یک‌نشریه کاغذی به چاپ رسیده است. نخستین شماره این‌مجله با موضوع «نوشتن» منتشر شده بود.

«معشوق‭ ‬بودن: ‬جستاری‭ ‬در‭ ‬روان‌شناسی‭ ‬احساس» نوشته رابرت‭ ‬سی‭. ‬رابرتس با ترجمه ‬نرجس‭ ‬عمرانیان، «‬بنده‭ ‬طلعت‭ ‬آن‭ ‬باش‭ ‬که "‬آن"‬ی‭ ‬دارد» نوشته مصطفی ملکیان و «عشق‌ورزی‭ ‬در‭ ‬شیوه‭ ‬شمس‭ ‬تبریزی» نوشته لیلا آقایانی چاوشی ۳ مقاله اولیه این‌شماره از مجله «رافکا» هستند.

در ادامه ۳ مقاله مورد اشاره هم، مطالب «معشوق‭ ‬بودن،‭ ‬عاشق‭ ‬بودن،‭ ‬عشق‭ ‬بی‌قید‭ ‬و‭ ‬شرط» به قلم علی‭ ‬قاسیمان‌نژاد و ‬آروین‭ ‬آذرگین، «‬قاعده‭ ‬مثلث‭:‬ تأملی‭ ‬بر‭ ‬رابطه‭ ‬عشق،‭ ‬عاشق‭ ‬و‭ ‬معشوق» نوشته احسان‭ ‬احمدی‭ ‬خاوه، «‬عشق‭ ‬چیست؟‭ ‬علم‭ ‬چنین‭ ‬می‌گوید…» نوشته گیل‭ ‬بروئر با ترجمه ‬آرزو‭ ‬سلیمانی، «‬صورت‭ ‬بی‌صورت‭ ‬باصورت‭ ‬معشوق» نوشته روح‌الله چاوشی چاپ شده‌اند.

«عشق: روی درخشان رشک» نوشته سارا پروتاسی با ترجمه نازنین احسانی طباطبایی و «کتابخانه عشق» با رویکرد معرفی کتاب هم دو مطلب پایانی این‌نشریه هستند.

این‌مجله با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده و روی پیشخوان آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...