نخستین شماره کاغذی مجله فرهنگی «رافکا» منتشر شده و در کتابفروشی‌ها عرضه شد.

به گزارش مهر، شماره جدید این‌مجله با موضوع اصلی «معشوق‌بودن» منتشر شده است. یک‌مجله یک‌سال به‌صورت مجازی منتشر شد و حالا در قامت یک‌نشریه کاغذی به چاپ رسیده است. نخستین شماره این‌مجله با موضوع «نوشتن» منتشر شده بود.

«معشوق‭ ‬بودن: ‬جستاری‭ ‬در‭ ‬روان‌شناسی‭ ‬احساس» نوشته رابرت‭ ‬سی‭. ‬رابرتس با ترجمه ‬نرجس‭ ‬عمرانیان، «‬بنده‭ ‬طلعت‭ ‬آن‭ ‬باش‭ ‬که "‬آن"‬ی‭ ‬دارد» نوشته مصطفی ملکیان و «عشق‌ورزی‭ ‬در‭ ‬شیوه‭ ‬شمس‭ ‬تبریزی» نوشته لیلا آقایانی چاوشی ۳ مقاله اولیه این‌شماره از مجله «رافکا» هستند.

در ادامه ۳ مقاله مورد اشاره هم، مطالب «معشوق‭ ‬بودن،‭ ‬عاشق‭ ‬بودن،‭ ‬عشق‭ ‬بی‌قید‭ ‬و‭ ‬شرط» به قلم علی‭ ‬قاسیمان‌نژاد و ‬آروین‭ ‬آذرگین، «‬قاعده‭ ‬مثلث‭:‬ تأملی‭ ‬بر‭ ‬رابطه‭ ‬عشق،‭ ‬عاشق‭ ‬و‭ ‬معشوق» نوشته احسان‭ ‬احمدی‭ ‬خاوه، «‬عشق‭ ‬چیست؟‭ ‬علم‭ ‬چنین‭ ‬می‌گوید…» نوشته گیل‭ ‬بروئر با ترجمه ‬آرزو‭ ‬سلیمانی، «‬صورت‭ ‬بی‌صورت‭ ‬باصورت‭ ‬معشوق» نوشته روح‌الله چاوشی چاپ شده‌اند.

«عشق: روی درخشان رشک» نوشته سارا پروتاسی با ترجمه نازنین احسانی طباطبایی و «کتابخانه عشق» با رویکرد معرفی کتاب هم دو مطلب پایانی این‌نشریه هستند.

این‌مجله با قیمت ۴۰ هزار تومان منتشر شده و روی پیشخوان آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دختر به پدر می گوید: برای تو همه جا میدون جنگه، ولی برای من نه... درباره‌ی یک زخم ناسور ملی ست، که این بار، از یک دعوای مضحک دونفره، سر باز کرده است. یک زخمی قومیتی، یک زخم مذهبی، یک زخم به پشتوانه‌ی سالها جنگ داخلی... فهمیدن اینکه همیشه و همه جا و در برابر همه کس نیاز به روحیه جنگاوری و سلحشوری نیست، و هر اختلافی را نباید تبدیل به جنگ حیثیتی کرد؛ سخت است ولی لازم ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...