«خواکین رودریگز»، مترجم رمان «سووشون» به زبان اسپانیولی، در پیامی ویدیویی برای گرامیداشت صدمین زادروز سیمین دانشور و آیین اختتامیه اولین دوره جایزه پژوهش‌های ادبی سیمین، گفت: اهمیت سیمین دانشور به محمدعلی جمال‌زاده می‌رسد.

خواکین رودریگز مترجم رمان «سووشون

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، گرامیداشت صدمین زادروز سیمین دانشور و آیین اختتامیه اولین دوره جایزه پژوهش‌های ادبی سیمین شامگاه سه‌شنبه 21 اردیبههشت‌ماه طی مراسمی با حضور مصطفی ندیم، ابوالقاسم فقیری، سولماز دهقانی و سعید نظری عضو شورای شهر و نیز صابر سهرابی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس در تالار حافظ در شیراز برگزار شد.

ابوالقاسم فقیری، نویسنده شیرازی در این مراسم ضمن بیان خاطراتی از سیمین دانشور از او به عنوان یک شیرازدوست واقعی نام برد.

وی با اشاره به رمان «سووشون»، اظهار کرد: نویسندگان نسل اول داستان‌نویسی شیراز به طور کلی، همه علاقه خاصی به مردم این دیار داشتند؛ مانند صادق چوبک، رسول پرویزی، ابراهیم گلستان و... اینها علاوه بر داستان، مطالبی از شیراز و خُلق و خوی مردم در کارهایشان بود. رویدادهای مهم اجتماعی در کار نویسندگانی چون صادق چوبک و رسول پرویزی بود. از جمله شخصیت زشتی مانند «سیف‌القلم» که نزدیک خانه ما در محله «لب آب» شیراز منزل داشت در شعرهای عامیانه هم این مسئله وجود دارد. سیف‌القلم در داستان رسول پرویزی و صادق چوبک کاملا منعکس شده است.

این نویسنده شیرازی با این حال، تصریح کرد: باور دارم «داش‌آکل» زاییده ذهن صادق هدایت است و شخصی به‌نام داش آکل در شیراز نداشتیم اما در محله لب آب شیراز، شخصیتی بنام «آگولی» داشتیم که آواز خوب می‌خواند و تحریرهای زیبایی داشت.

این نویسنده قصه‌های عامیانه با گریزی دوباره به آثار نویسندگان نسل اول شیراز، بیان کرد: «سووشون» داستانی است به قاعده و دوست داشتنی و هر نوبت به سراغش بروید، ویژگی تازه‌ای در آن پیدا می‌شود. در این داستان ماندگار مردم‌دوستی و انسان‌دوستی و مردم‌داری و... دیده می‌شود.

فقیری که سه جلد کتاب درباره قصه‌های عامیانه دارد با این حال، ادامه داد: هیچ چیز جایگزین قصه‌های عامیانه نمی‌شود.

سپس سولماز دهقانی، رییس کمیسیون گردشگری شورای شهر شیراز به بیان مطالبی پرداخت و با تسلیت فقدان منصور اوجی، درخصوص جایزه ادبی سیمین، گفت: دغدغه همکاران ما در شورا از سال اول فعالیت دوره پنجم راه‌اندازی چنین رویدادی بود.

وی با بیان اینکه پژوهش‌های ادبی در حوزه آکادمیک صورت می‌پذیرد از این اقدام سازمان فرهنگی شهرداری شیراز ستایش کرد.

دهقانی گریزی هم به کتاب «نامه‌هایی به دو سیمین» منصور اوجی زد و گفت: آنچه در این میان رد و بدل می‌شود، اهمیت ویژه‌ای دارد. حسین پاینده نیز در مقاله‌ای به بررسی مولفه‌های پست‌مدرن در آثار دانشور داشته است یا آنچه گلشیری به زوایایی از آثار این نویسنده بانوی رمان‌نویس پرداخت، اهمیت ویژه‌ای دارد.

«خواکین رودریگز»، مترجم اسپانیایی که رمان «سووشون» را به زبان اسپانیولی برگردانده است، در پیامی ویدیویی برای این مراسم، گفت: اهمیت سیمین دانشور به محمدعلی جمال‌زاده می‌رسد. سیمین دانشور اولین رمان‌نویس زن بوده و کتاب «سووشون» اولین رمان زنانه‌ای است که جهان‌بینی زنانه دارد و نسبت به وقایع شیراز در دوران اشغال ایران توسط روس‌ها تعریف می‌کند.

وی افزود: در رمان «سووشون»، شخصیت زری خود سیمین است و این رمان را از زاویه خود تعریف می‌کند و یوسف هم به اعتقاد منتقدان هم جلال آل‌احمد است.

به گفته رودریگز، تکان‌دهنده‌ترین بخش «سووشون» داستانی است که فاطمه تعریف می‌کند. نقش مردان در داستان «سووشون» جانبی است. در مقابل دنیای زنانه «سووشون» دنیای مردانه هم به پا می‌خیزد. این دنیای مردانه از یوسف تا آخرین مرد، مردانی هستند که دل به دریا می‌زنند و به آغوش مرگ می‌روند.

وی اضافه کرد: «سووشون» رمانی است که فارسی‌زبانان حداقل باید یک‌بار آن‌را بخوانند زیرا دارای غنای فرهنگی و رمانی‌تر و تازه و زنده و دارای زبان امروزی است، زیرا برای درک بهتری از عملکرد فاجعه‎بار استعمار نه فقط در ایران بلکه در کل دنیا مهم است.

در ادامه علی دهباشی، مدیرمسئول و سردبیر فصلنامه «بخارا» در پیام ویدیویی برای این مراسم، گفت: شیوه‌های نقد ادبی جدید توجه یک نویسنده به رنگ‌ها، به فصل‎ها و علایق شخصی به منتقدان این امکان را می‌دهد که به روحیات نویسنده پی ببرند و از راه روان‌شناسی به درونیات او راه یابند.

به گفته او، تاکنون بجز در یکی دو مورد کسی به آثار دانشور نپرداخته و این بخش و تحلیل آثارش مغفول مانده است.

دهباشی تاکید کرد: شیراز یکی از عناصر اصلی زندگی و آثار سیمین است زیرا در هر حال زندگی دوران کودکی و بالیدنش در شیراز در آثارش مورد توجه بوده است. خوشحالم که این تحلیل‌ها کمک می‌کند که ما بتوانیم رمان‌ها و آثارش را دوباره بازخوانی کنیم و تولد دوباره معنوی یک نویسنده را شاهد باشیم.

وی ادامه داد: پرداختن به یک اسطوره معنوی و تلفیق مدرن و جدیدی از این اسطوره کاری است که دانشور با توانانی تمام توانسته به شکل افسانه‌های عامیانه مردم شیراز و تلقفیق آن با شخصیت خسرو و سوگ سیاوش درهم آمیزد. با خواندن «سووشون» به عمق و وسعه یک تراژدی دست پیدا می‌کنیم.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...