رمان «شقیقه‌های سفید» نوشته ایوب آقاخانی از سوی نشر «عنوان» منتشر شد.

شقیقه‌های سفید ایوب آقاخانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از خبرآنلاین، سی و چهارمین کتاب ایوب آقاخانی، نخستین رمان این نمایشنامه نویس محسوب می‌شود که به بازار نشر ایران ارائه شده است.

«شقیقه‌های سفید» در ادامه‌ دغدغه‌های این نمایشنامه‌نویس، رمانی با سویه‌ پررنگ اجتماعی در ایران معاصر است؛ داستان رنج‌های پنهان افراد در دنیای پُر از دروغ و فریب و پنهانکاری و دست‌کشیدن از تلاش و تقلا برای یافتن راه نجات.ایوب آقاخانی که با چاپ و اجرای «زنانی که به بزها خیره شده‌اند» در سال ۱۳۹۵ لقب «روان‌شناس زُبده‌ی زن‌ها» را از لیلی گلستان ـ در اظهار نظرش راجع به آن نمایش ـ گرفته بود، «شقیقه‌های سفید» را نیز در فضایی زنانه نوشته است. نویسنده، پیش‌تر تجربه‌ نوشتن داستان‌های کوتاه «غزل»، «بیداری»، «پرندگان» و «آدم» را داشته که جز «بیداری» بقیه را به چاپ رسانده است.

«شقیقه‌های سفید» در ۱۱۴ صفحه اولین رمان منتشرشده‌ او در میان آثار نمایشی، شعر، ترجمه و پژوهش محسوب می‌شود. این کتاب در قطع رقعی و با قیمت ۱۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...