انجمن نویسندگان ژانر معمایی و جنایی آمریکا، دانیا کوکافکا [Danya Kukafka] را برای رمان «یادداشت‌هایی درباره یک اعدام» [Notes on an Execution] برنده جایزه ادگار آلن پو [2023 Edgar Allan Poe Award] معرفی کرد.

دانیا کوکافکا [Danya Kukafka] یادداشت‌هایی درباره یک اعدام» [Notes on an Execution]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این رمان درباره یک قاتل زنجیره‌ای محکوم به اعدام و سه زنی ست که او را می‌شناختند. نام رمان پیشین کوکافکا «دختری در برف» است.

برنده جایزه بهترین رمان اول یک نویسنده آمریکایی برای «هرچند نمی‌دانی» به الی کرانور رسید. این کتاب درباره یک ستاره فوتبال آمریکایی دبیرستانی است که ناپدری بدرفتارش به قتل رسیده است.

جو هارت جایزه بهترین جلد گالینگور را برای «یا چیز دیگری» دریافت کرد. همچنین جایزه بهترین اثر جنایی بر مبنای واقعیت به اریکا کروز برای «همه چیز را به من بگو» رسید.

مارث جوسلین جایزه بهترین کتاب کودک را برای «اگی مورتون، ملکه اسرارآمیز: جسد کنار ساحل» به خانه برد و ژون هور جایزه بهترین کتاب نوجوان را برای «قصر سرخ» دریافت کرد.

جایزه بهترین زندگینامه به مارتین ادواردز برای کتاب «زندگی جنایی: شناخت تاریخ داستان‌های معمایی و خالقان آنها» تعلق گرفت. همچنین گرگوری فالیس جایزه بهترین داستان کوتاه را برای «پرچم سرخ» که در مجله اسرار آلفرد هیچکاک منتشر شده است، به خانه برد.

 جایزه ادگار آلن پو [2023 Edgar Allan Poe Award]

جوایز ادگار آلن پو که معمولا با عنوان «ادگار» شناخته می‌شود، به یاد این نویسنده نامگذاری شده و از سوی MWA (انجمن نویسندگان ژانر معمایی و جنایی آمریکا) به نویسندگانی در بخش‌های مختلف این ژانر اهدا می‌شود. این انجمن حدود سه هزار عضو شامل نویسندگان کتاب‌های داستانی و غیرداستانی، نویسندگان برنامه و سریال‌های تلویزیونی، ناشران، ویراستاران و سایر عوامل ادبی دارد.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...