رمان «تیتوس گرون» [Titus groan‬] نوشته مروین پیک [Mervyn Laurence Peake] به‌تازگی با ترجمه سید مهیار فروتن‌فر توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر و راهی بازار نشر شد.

تیتوس گرون

به گزارش مهر، تیتوس گرون معروف‌ترین اثر مروین پیک، نویسنده بریتانیایی و نخستین کتاب از مجموعه گوتیک گورمنگاست است که برای اولین‌بار در سال ۱۹۴۶ میلادی به چاپ رسید. فضای تیره و تار در عین‌حال طنزآلود این‌داستان یادآور آثار تیم برتون کارگردان آمریکایی است؛ آثاری مانند ادوارد دست قیچی و کابوس قبل از کریسمس؛ با این تفاوت که در گورمنگاست، آن‌چه به تخیل خواننده تلنگر می زند نه موجودات و وقایع ماوراء الطبیعه، بلکه توصیفات بدیع و اغراق آمیز و شاعرانه از امور این جهانی و اغلب پیش پا افتاده است.

در سال ۲۰۰۰ میلادی سریالی بر اساس دو قسمت اول این مجموعه، با بازی کریستوفر لی هنرپیشه بریتانیایی، ساخته شد و روی آنتن رفت.

داستان این‌مجموعه از این‌قرار است که قرن‌هاست گورمنگاست قلعه‌ای سترگ به‌وسعت کلان‌ترین کلان‌شهرها منزلگاه و مسند حکمرانی خاندان اشرافی گرون است و جایگاه برپایی آداب و رسوم مقدس و نامیرا و نامتعارف‌شان؛ از مراسم دوسالانه حک‌کردن شکل ماه نیمه پشت قفسه زرادخانه با خنجری آیینی گرفته تا لگدمال کردن سفره صبحانه خورده نشده.

در ادامه داستان، همزمان با به دنیا آمدن جدیدترین عضو خاندان و هفتادوهفتمین لرد گورمنگاست به اسم تیتوس، نمایشی به‌غایت غریب‌تر و از بد روزگار، شوم‌تر به‌روی صحنه سایه‌پوش قلعه می‌رود: استیرپایک، شاگردآشپزی جوان و جاه‌طلب که از بیگاری در مطبخ معظم به تنگ آمده و تاب تحمل زندگی زیر سایه سهمگین سلطان میگسار مطبخ، سرآشپز کوه پیکر و کج رفتار قلعه‌، سوئلتر را از کف داده است، عزم جزم می‌کند تا به هر قیمت از آن دوزخ زمینی بگریزد و با چنگ‌زدن به هر دستاویز ممکن راهش را به سمت ستیغ سلسله مراتب سازمانی آن سامان باز کند؛ خواه این دستاویز سنگی بیرون زده از دیوار باشد، خواه باز کردن باب آشنایی با پزشک خیر خواه و خل وضع خاندان، دکتر پرون اسکوالر و خواهرش...

این‌کتاب با ۷۶۰ صفحه و قیمت ۹۹ هزار و ۵۰۰ تومان منتشر شده است.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...