هرمان ملویل

04 فروردین 1385

هرمان-ملویل

در نیویورک زاده شد و تحصیلاتش بر اثر ورشکستگی و سپس مرگ پدر ناتمام ماند... در پانزده سالگی به فکر امرار معاش افتاد و به چندین کار مانند خدمت در بانک و آموزگاری دست زد و در نوزده سالگی در سمت ملاح ساده با کشتی تجاری به لیورپول سفر کرد... در بیست و سه سالگی ملویل به گروه صیادان نهنگ در اقیانوس اطلس پیوست... در 1843 با اجبار به نیروی دریایی آمریکا وارد شد.

هرمان ملویل Melville, Herman داستان‌نویس و شاعر آمریکایی (1819-1891) اجداد ملویل از طرف پدر از بازرگانان انگلیسی بودند و از طرف مادر از خانواده‌های اصیل هلندی. هرمان در نیویورک زاده شد و تحصیلاتش بر اثر ورشکستگی و سپس مرگ پدر ناتمام ماند. مرگ زودرس پدر و عطوفت مبالغه‌آمیز مادر موجب شد که ملویل سراسر عمر را در کشمکشهای روحی، احساسی و حتی جنسی به سر برد که همه آنها در زندگی و آثارش انعکاس یافته است. از سوی دیگر در دوره نوجوانی شوق حادثه‌‌جویی در او به وجود آمد. در پانزده سالگی به فکر امرار معاش افتاد و به چندین کار مانند خدمت در بانک و آموزگاری دست زد و در نوزده سالگی در سمت ملاح ساده با کشتی تجاری به لیورپول سفر کرد. این سفر الهام‌بخش او در چندین کتاب گشت، از آن جمله ردبرن Redburn (1849) که در یک زمان در انگلستان و آمریکا منتشر گشت. داستان از زبان جوانی به نام ردبرن نقل می‌شود، از خانواده‌ای قدیم و ورشکسته که از شوق جهانگردی بی‌تاب است و پس از موانع بسیار موفق می‌شود که بر کشتی تجاری عازم لیورپول بنشیند و بدین طریق آرزوی کودکی خود را تحقق بخشد، اما زندگی دشوار در بندر، رفتار خشونت‌آمیز فرماندهان، سختگیری همکارانش اولین سرخوردگیها را در او پدید می‌آورد.

در بیست و سه سالگی ملویل به گروه صیادان نهنگ در اقیانوس اطلس پیوست و از آنجا با ملاح دیگری در جزایری که مسکن قبایل وحشی بود، پیاده شد و مدتها میان آنان به سر برد. ماجراهای این سفر در کتاب تایپی
Typee نقل شده است که در 1846 در نیویورک انتشار یافت. ملویل در این جزیره اولین بار در میان تضاد زندگی متمدن اروپایی و زندگی بومیها که به تدریج نابود می‌شد، قرار گرفت و با آنکه این قوم، چنانکه از معنای کلمه تایپی که به معنی آدمخوار است، برمی‌آید، مردمی جنگجو بودند، از آنان هیچگونه رفتار ناشایست ندید، حتی فعالیت مشترکی را با آنان آغاز کرد. توصیف زندگی این قبایل وحشی بسیار دقیق و گاه هیجان‌آور است. از سوی دیگر بیان زنده و گویا به طور کلی در آثار ملویل او را وقایع‌نگاری دقیق معرفی می‌کند. ملویل پس از ترک این جزیره با کشتی صید نهنگ به دریا رفت و در تاهیتی پیاده شد و یک سال در میان بومی‌ها به سر برد. وصف این منطقه دلپذیر در کتاب امو Omoo آمده است. که خاطره‌های دل‌انگیزی در بردارد و شوق ملویل را به افقهای دوردست و شکوه و جلال بکر و وحشیانه طبیعت نمودار می‌سازد، شکوهی که حتی از قلمرو افسانه نیز پا فراتر گذارده و به فضای نامتناهی رسیده است؛ همچنین احساس اضطراب‌انگیزی که از اسرار عالم هستی در دنیایی مافوق یا خارج از ظواهر دنیای متمدن پدید می‌آید. دو داستان اخیر پیروزی بسیار به دست آورد.

هرمان ملویل .  Melville, Herman

ملویل در 1843 با اجبار به نیروی دریایی آمریکا وارد شد و بیش از یک سال را در آن گذراند. در رمان نیم‌تنه سفید
White-Jacket (1850) حوادث زندگی این دوره یکساله را شرح می‌دهد و در واقع کتاب خود را ادعانامه پرشوری می‌سازد؛ ضد رفتار غیرانسانی فرماندهان ارتش در نیروی دریایی آمریکا. داستان نیم‌تنه سفید مورد پسند فراوان عامه مردم قرار گرفت. ملویل با خلق داستانهای مربوط به دیار دوردست و بیگانه مبتکر شیوه ادبی و هنرمندانه گشت که بعدها نویسندگانی چون استیونس، پیرلوتی و سامرست موآم دنبالش را گرفتند. در 1847 ازدواج کرد و در نیویورک مقیم شد، در حالی که آثار وی که مربوط به حوادث و ماجراهای مختلف بود برایش شهرتی فراهم آورده بود، چنانکه درباره او می‌گفتند: «مردی که میان قبایل آدمخوار زیسته است.» در مجامع نیویورک پذیرفته شد و به محافل ادبی راه یافت، اما چیزی نگذشت که با اندوه فراوان پی برد که میان زندگی مردمی که با آنان رفت و آمد دارد و زندگی درونی او به هیچ وجه مشابهت و هدف مشترک وجود ندارد. در این هنگام با نیروی تخیل به کار پرداخت و کتاب ماردی Mardi را در 1849 انتشار داد. این اثر به ظاهر داستان ماجراهای عجیبی است که در جزیره‌ای اتفاق افتاده و در واقع هجوی نیشدار است از زندگی اقتصادی جامعه غرب و مذهب آمیخته با سالوس و ریا. جنبه اشاری و کنایی کتاب درباره مردم پرمدعای نیویورک، مورد پسند خوانندگان قرار نگرفت. ملویل پس از عدم پیروزی کتاب به شدت ناامید شد و در 1850 به مزرعه‌ای که در ماساچوست خریده بود و در همسایگی هاوثرن قرار داشت، پناه برد و به عمق تخیل خویش فرو رفت و شاهکار خویش موبی دیک Moby dick را خلق کرد که یکی از آثار مهم ادبیات داستانی است.

حوادث این کتاب در حدود 1840 در کنار کشتی صید نهنگ و به وسیله گروهی مجهز می‌گذرد به رهبری کاپیتان ای . چب این قهرمان بدخلق و با خوی اهریمنی که یکی از پاها را به وسیله نهنگ غول‌آسا، یعنی موبی دیک از دست داده و همه هدف زندگیش منحصر شده است به یافتن این نهنگ و انتقام‌جویی و غلبه بر آن و هنگامی که سرانجام کشتی و غول دریایی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و مبارزه آغاز می‌شود، این کشتی است که شکست می‌خورد و در اعماق دریا فرو می‌رود. ملویل با قدرت سحرآمیز کلمات و با به کار بردن عبارتهای سخت و خشونت‌بار و مکالمه‌ها و ساختن صحنه‌های پرهیجان، خواننده را به فکر تصاحب و شکست این غول می‌اندازد و در مجموع شعری لطیف و آسمانی با تصویرهای درخشان و صوتی داوودی بر سراسر کتاب حکمفرما می‌سازد. داستان کتاب، چنانکه در همه آثار ملویل دیده می‌شود، تمثیل و نشانه‌ای است از مردی عصیانزده، در برابر قدرت شر و مصمم به خلع سلاح کردن این قدرت و غلبه بر آن. ملویل بالطبع دارای روحی مذهبی است و نمی‌خواهد به داستان خود صورتی کفرآمیز بخشد و خود را در مبارزه با عالم خلقت رویاروی قرار دهد، به عکس پیوسته در جستجوی نوعی آشتی میان بشر و خداست، از این رو سنگینی عصیانها و تردیدها را بر دوش قهرمانان کتاب می‌اندازد و خود می‌گوید: «این کتاب در آتش جهنم نوشته شده» تا خود همچنان پاک و تسکین‌یافته باقی بماند. ارزش کتاب موبی دیک به سبب قصه مرموز و پیچیده و دشوار به صورت معماهای هیجان‌زده، بسیار دیر شناخته شد، اظهار نظرهای انتقادی و ترجمه‌های فراوان از این کتاب به زبانهای گوناگون، همه پس از جنگ جهانی اول صورت گرفت و کتاب خوانندگانی یافت که قادر بودند به وسیله این داستان به عمق احساس نویسنده پی برند و تفسیرهای متفاوتی از آن به عمل آورند. سال بعد ملویل کتاب پیر یا ابهامات
Pierre, or the Ambiguities را در 1852 منتشر کرد که بدبینی عمیق نویسنده را نشان می‌داد. قهرمان کتاب آیینه‌ای بود از حال روحی او، مردی ساده که قربانی فلاکتهای زندگی گشته است. ملویل در این دوره با فقر و بیماری و اندوه ناشی از زندگی خانوادگی و از دست دادن فرزند، دست به گریبان بود و برای امرار معاش داستانهای کوتاهی در مجله‌ها انتشار می‌داد که مجموع آنها در کتابی به نام قصه‌های بازار Piazza Tales فراهم آمد. ملویل در این مجموعه کمتر به خاطرات شخصی پرداخته، اما دوره‌های تاریک زندگیش، به هرحال در آن انعکاس یافته است.

در داستان ایزرائل پاتر
Israel Potter (1854) سرگذشت جوانی نقل می‌شود که پدر و مادر او را از ازدواج دلخواه بازداشته‌اند و ناچار به ترک خانه می‌شود، با کشتی به سفر می‌پردازد و با حوادث و ماجراهایی روبرو می‌گردد. در این اثر تجزیه و تحلیل حوادث با هنر داستان پردازی ملویل آمیخته است. ملویل سالیان دراز را در سکوت گذراند، تنها در 1866 دیوانی از او منتشر شد با عنوان تصویرها و نماهایی ازجنگ Battle-Pieces and Aspects of the War شامل اندیشه‌هایی درباره جنگ داخلی. در این زمان ملویل به خدمت اداره گمرک درآمد و به کار اداری پرداخت که تا آخر عمر با عایدی کم آن به سر برد. در 1876 داستان بزرگ فلسفی و منظوم خود را به نام کلرل Clarel منتشر کرد که شامل رؤیاهای مبهم از آشتی با عالم خلقت که هنوز هم نامفهوم و تاریک مانده است. پس از این اثر از نو سکوت برقرار گشت و چند ماه پیش از مرگ دستنوشته داستان بیلی باد Billy Budd را کامل کرد که تا 1924 منتشر نشد. بیلی باد قهرمان کتاب، جوان ملاحی است مظهر نیکی با قلبی ساده که بدون هیچگونه عصیان ظاهر در خاموشی مطلق خود را به دار می‌آویزد. این آخرین اثر چون آخرین لبخند ملویل به روی زندگی است و وسعت هنری او را آشکار می‌سازد. در 1951 از این داستان اپرایی ساخته شد.

ملویل امروزه یکی از بزرگان ادب آمریکا شناخته شده، در حالی که به علت ابهام و جنبه‌های تمثیلی و اشاری آثارش، در زمان حیات ناشناخته ماند. ابتدا مردم انگلستان با انتشار داستان موبی دیک و سپس مردم فرانسه با ترجمه آن به زبان فرانسوی به ملویل شهرت واقعی بخشیدند.

زهرا خانلری، فرهنگ ادبیات جهان، خوارزمی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...