کتاب «زنان»[Mujeres] اثر «ادواردو گالئانو» [Galeano, Eduardo H] با ترجمه سمانه میلانی تبریزی از سوی انتشارات کتابستان معرفت وارد بازار کتاب شد.

زنان [Mujeres]  گالئانو [Galeano, Eduardo H]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  آنا، چه بسیار زنانی که در رویدادهای تاریخی نقش داشته‌اند اما نام و یادشان از صفحه روزگار محو شده است. آنان که جسارت رویاپروری داشتند و بابتش مجازات شدند. زنانی که زنده می‌مانند و یاری ‌رسانند تا زنده بمانیم.

گالئانو از زنانی می‌گوید که برای بهبود شرایط خود جنگیدند و به سبب فرمان‌برداری متداول زنانه و به‌رغم شکنندگی‌شان داستان‌هایی تکان‌دهنده رقم زدند و برای به‌دست آوردن تغییراتی که خواهانش بودند، زجرها کشیده‌اند؛ «زنان» ناشناسی که رشادت‌هایشان چشم‌ها را خیره ساخت؛ آنان که به سبب زیبایی یا استعداد ذاتی‌شان پرآوازه گشتند و رؤیاهایشان را در آغوش کشیدند؛ شخصیت‌هایی همچون شهرزاد هزارویک شب که از بیم مرگ هر شب برای پادشاه داستان می‌سرایید.

گالئانو این شهرزاد قصه‌گوی داستان‌های زنان، به قصد فراموش‌نشدن نام و یاد آنان، تجربه‌های گران بهایشان را همچون جشنی به پا داشته است و هنر روایت‌گری و زبان‌شناسی را پیش چشم ما آورده است.

مترجم اثر سمانه میلانی تبریزی، صاحب کرسی تدریس در اسپانیا، کتاب را از زبان اصلی متن برگردانده و با سعی تمام کوشیده زیبایی، ایجاز و برندگی متن را حفظ کند و بر گردانی پرطنین و شیرین به دست داده است.

چاپ نخست کتاب «زنان» در قطع رقعی و ۲۴۴ صفحه با قیمت ۳۸ هزار تومان از سوی انتشارات کتابستان معرفت در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...