کتاب «ایران» حاوی سفرنامه ایتالو کالوینو به ایران [Perche leggere i classici] به انضمام نوشته‌هایی درباره هفت‌پیکر و قنات‌های ایران با ترجمه غلامرضا امامی منتشر شد.

ایران» حاوی سفرنامه ایتالو کالوینو به ایران [Perche leggere i classiciPerche leggere i classici]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ایتالو کالوینو نویسنده یگانه ایتالیایی است که شهرتی جهانی دارد. وی سال‌ها قبل سفری به میهن ما داشته و با دیدی عمیق روایت دیدارش از شیراز و تخت جمشید، اصفهان و مسجد شیخ لطف الله، یزد و آتشکده زردشتیان و کوچ عشایر قشقایی بیان کرده است.

غلامرضا امامی به برگردان این روایت از زبان ایتالیایی همت گماشته و جز این سفرنامه، نوشته جذاب و خواندنی کالوینو را درباره «هفت پیکر نظامی» و قنات‌های ایران بر آن افزوده و در دیباچه کتاب به زندگی و زمانه ایتالو کالوینو پرداخته است.

تصادفی نیست که کلمه گرد و غبار در این یادداشت پیوسته تکرار می‌شود تا تضاد میان نقش های جاودانه را در سنگ و کوچ عشایر قشقایی نشان دهد. کالوینو چنین می‌نویسد: «قرن‌هاست عشایر از زمین‌های خلیج فارس و دریای خزر گذر کرده‌اند، بی آنکه ردپایی ازحد خود در گردوغبار به جای گذارند. مشکل حاکمان قدرتمند، چه تراژان چه داریوش و چه شاپور اول این است که آثار پر افتخارشان به گردو غبار تبدیل می‌شود.»

انتشارات رایبد این کتاب را در ۴۸ صفحه و با قیمت ۸۵ هزار تومان عرضه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...