آخرین روزهای ایمانوئل کانت [The Last Days of Immanuel Kant]. روایتی از تامس دکویینسی1 (1785-1859)، نویسنده‌ی انگلیسی، که در 1727 منتشر شده است. این روایت از آخرین لحظات زندگی فیسلوف آلمانی است که به قلم کسی که ادعای منشی‌گری او را داشته نوشته شده، ملهم از خاطرات روزانه‌ی واسیانسکی2، بوروفسکی3، و یاکمان4 است که در 1804، یعنی سال مرگ کانت، انتشار یافته‌اند؛ اما قبل از هرچیز اثر قلم دکویینسی و افسون‌شدگی او در برابر مرگ قریب‌الوقوع و گزارش بالینی او درباره‌ی پیش‌نشانه‌های مرگ احساس می‌شود.

آخرین روزهای ایمانوئل کانت [The Last Days of Immanuel Kant تامس دکویینسی

نخست بر هوس‌های کوچک زندگی روزانه‌ی کانت تأکیدشده، نظیر علاقه‌ی مفرط او به پنیر هلندی، یا ابزار عجیبی که به جای بند جوراب به کار می‌برده چون بند جوراب را مانع گردش خون خود می‌دانسته است. اما به‌رغم فراوانی این جزئیات عینی یا سرگرم‌کننده، و لحن نسبتاً خشک مجموعه‌ی کتاب، از خواندن این متن، فِشار حرکتی ناگزیر را به سوی مرگ احساس می‌کنیم و سوگناک‌تر از آن وقتی است که مسئله‌ی احتضار یک روح بزرگ در میان باشد. کانت، با ساییدن دائمی کمربند لباده‌ی خود، یا هنگام خواب احساس اینکه مورد حمله‌ی قاتلانی خیالی قرار گرفته است، قبل از اینکه این جمله‌ی وحشتناک را بگوید که «بس است»، رفته‌رفته توان سخنگویی را از دست می‌دهد.

مرتضی ثاقب‌فر. فرهنگ آثار. سروش


1. Thomas De Quincey 2. Wasianski 3. Borowski
4. Jackmann

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...