هم زمان با ١٩ بهمن، روز نیروی هوایی ارتش، از کتاب صوتی «پنجمین پاییز جنگ» رونمایی می‌شود.

پنجمین پاییز جنگ خاطرات سرتیپ خلبان آزاده محمد علی کیانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هم زمان با ١٩ بهمن، روز نیروی هوایی ارتش، از کتاب صوتی«پنجمین پاییز جنگ» رونمایی می شود. این کتاب صوتی ، نخستین عنوان از مجموعه «عقاب های رهیده از بند» است، که بر اساس خاطرات سرتیپ خلبان آزاده، محمد علی کیانی، در قالب نمایشی، بازنویسی و تولید شده و به مناسبت گرامیداشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس و چهل و دومین طلیعه فجر انقلاب اسلامی، بر روی وبسایت ایرانصدا منتشر خواهد شد.

طراحان این اثر با نگاهی مبتنی بر پتانسیل های هنرهای نمایشی و نمایشنامه ، به ارائه متفاوت و گیرا از تاریخ این مرز و بوم پرداخته اند .

استفاده از ظرفیت هنرهای نمایشی و موسیقی این اثر را متمایز کرده و هدف از تولید این کتاب صوتی ارائه نوینی از پتانسیل های هنرهای نمایشی و موسیقی برای نسل جوان و انعکاس خاطرات و تاریخ و زحمات آن عزیزان با زبان هنر است .

این کتاب صوتی به سفارش مدیریت حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس نیروی هوایی ارتش، توسط گروه هنری گفتا تولید شده و روایتی از زندگی و خاطرات شنیدنی دوران اسارت این خلبان پیشکسوت نیروی هوایی است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...