هم زمان با ١٩ بهمن، روز نیروی هوایی ارتش، از کتاب صوتی «پنجمین پاییز جنگ» رونمایی می‌شود.

پنجمین پاییز جنگ خاطرات سرتیپ خلبان آزاده محمد علی کیانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هم زمان با ١٩ بهمن، روز نیروی هوایی ارتش، از کتاب صوتی«پنجمین پاییز جنگ» رونمایی می شود. این کتاب صوتی ، نخستین عنوان از مجموعه «عقاب های رهیده از بند» است، که بر اساس خاطرات سرتیپ خلبان آزاده، محمد علی کیانی، در قالب نمایشی، بازنویسی و تولید شده و به مناسبت گرامیداشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس و چهل و دومین طلیعه فجر انقلاب اسلامی، بر روی وبسایت ایرانصدا منتشر خواهد شد.

طراحان این اثر با نگاهی مبتنی بر پتانسیل های هنرهای نمایشی و نمایشنامه ، به ارائه متفاوت و گیرا از تاریخ این مرز و بوم پرداخته اند .

استفاده از ظرفیت هنرهای نمایشی و موسیقی این اثر را متمایز کرده و هدف از تولید این کتاب صوتی ارائه نوینی از پتانسیل های هنرهای نمایشی و موسیقی برای نسل جوان و انعکاس خاطرات و تاریخ و زحمات آن عزیزان با زبان هنر است .

این کتاب صوتی به سفارش مدیریت حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس نیروی هوایی ارتش، توسط گروه هنری گفتا تولید شده و روایتی از زندگی و خاطرات شنیدنی دوران اسارت این خلبان پیشکسوت نیروی هوایی است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...