«سال‌های سرخ هری» نوشته خلیل الله افضلی منتشر شد. این کتاب درباره وقایع هرات پس از هجوم گسترده ارتش سرخ شوروی به افغانستان است.

به گزارش مهر، کتاب «سال‌های سرخ هری» نوشته خلیل‌الله افضلی در ۲۹۱ صفحه توسط موسسه پژوهشی بایسنغر در افغانستان منتشر شد. کتاب شامل مقالات و یاداشت‌هایی درباره وقایع هرات از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۱ خورشیدی بویژه هنگام هجوم ارتش سرخ شوروی به این کشور است.

«سال‌های سرخ هری» سه بخش عمده دارد: مقالات، پیوست‌ها و تصاویر. در بخش اول موضوعاتی مانند: کمربندهای امنیتی چهارگانه هرات، ویژگی‌های رهبری استراتژیک در شخصیت صفی الله افضلی، جهاد در غوریان، کمیته ولایتی هرات، جنگ زنده جان، قیام ۲۴ حوت، وضعیت فرهنگی هرات، وضعیت زنان هرات و وضعیت ابنیه تاریخی هرات پرداخته شده است. بخش دوم نیز: روز شمار وقایع سیاسی، جهادی، اجتماعی، فرهنگی، عمرانی و… مورد بحث قرار گرفته است. در بخش سوم نیز دوازده تصویر مرتبط با مباحث طرح شده منتشر شده است.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب درباره صفی الله افضلی است. او که در سال ۱۳۶۶ به شهادت رسید از فرماندهان مجاهدین افغان در زمان هجوم ارتش سرخ شوروی بود. همسر او یعنی آمنه صفی افضلی هم اکنون وزیر کار و امور اجتماعی افغانستان در دولت اشرف غنی است.

شهید افضلی در هنگام تحصیل در دانشگاه مبارزه را آغاز کرد. پس از پایان تحصیل در دانشکده علوم دانشگاه کابل به هرات بازگشت و در در طرح‌ریزی شالوده قیام ۲۴ حوت هرات نقش فعالی ایفا کرد. قیام بیست و چهار حوت (اسفند) عنوان خیزش مردمی اهالی هرات افغانستان است که در سال ۱۳۵۷ علیه حکومت وقت به رهبری نور محمد تره کی اتفاق افتاد. این قیام نخستین قیام عمومی مردم در افغانستان در برابر رژیم کودتایی هفت ثور «خلق» / پرچم و حامیان شوروی آن بود.

شهید افضلی در هرات هسته مقاومت فعالی را تشکیل داد و اعضای گروهش همگی از تحصیلکرده‌های افغانستانی بودند. در سال ۱۳۹۰ بنیادی فرهنگی و اجتماعی در زادگاه او هرات برای پاسداشت نام و خاطره مجاهدت‌هایش تشکیل شد. آرامگاه او نیز در هرات محل زیارت دوست‌دارانش است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...