سی و پنجمین جلد از مجموعه ایرانیان و قرآن که از سوی موسسه خانه کتاب به چاپ می‌رسد، «علامه طباطبایی و تفسیر المیزان» تالیف عبدالله صلواتی نام دارد. این اثر با معرفی علامه، بخش‌هایی از راز ماندگاری و شگفت‌انگیزی تفسیر المیزان را بررسی می‌کند.

به گزارش ایبنا، این اثر می‌کوشد در حجمی اندک معرفی اجمالی و غنی از زندگی‌نامه، آثار، اندیشه‌ها و مهم‌ترین تفسیر علامه را ارایه دهد. تبیین آرای تفسیری، مبانی تفسیری المیزان و نقد مفسران از جمله موضوعات این کتاب به شمار می‌آیند.

از آنجایی که المیزان معیاری برای داوری‌های تفسیری، ملاکی در ارزیابی‌های قرآنی و قله‌ای مرتفع در دانش شناخته می‌شود که رسیدن به آن آرزوی اهل حکمت است، جامعیت‌اش، مفسران را به حیرت می‌اندازد.

همچنان که پژوهشگر این کتاب نیز بیان کرده است، مولف المیزان با طهارت سرّ خویش در ورای الفاظ و ظاهر آن، با روح حاکم بر قرآن هم‌افق شده است و در پرتو پیوند با کتاب حکیم در مقام اجمال، توانسته به پیوستگی آیات و روشنگری آنها برای یکدیگر آگاهی یابد. هماهنگی یافته‌های تفسیری با حکمت و عرفان را می‌توان در بحث‌های فلسفی المیزان جست‌وجو کرد.

نخستین چاپ کتاب «علامه طباطبایی و تفسیر المیزان» را موسسه حانه کتاب در شمارگان 3000 نسخه، 160 صفحه و بهای 24000 ریال روانه بازار کتاب کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...