سی و پنجمین جلد از مجموعه ایرانیان و قرآن که از سوی موسسه خانه کتاب به چاپ می‌رسد، «علامه طباطبایی و تفسیر المیزان» تالیف عبدالله صلواتی نام دارد. این اثر با معرفی علامه، بخش‌هایی از راز ماندگاری و شگفت‌انگیزی تفسیر المیزان را بررسی می‌کند.

به گزارش ایبنا، این اثر می‌کوشد در حجمی اندک معرفی اجمالی و غنی از زندگی‌نامه، آثار، اندیشه‌ها و مهم‌ترین تفسیر علامه را ارایه دهد. تبیین آرای تفسیری، مبانی تفسیری المیزان و نقد مفسران از جمله موضوعات این کتاب به شمار می‌آیند.

از آنجایی که المیزان معیاری برای داوری‌های تفسیری، ملاکی در ارزیابی‌های قرآنی و قله‌ای مرتفع در دانش شناخته می‌شود که رسیدن به آن آرزوی اهل حکمت است، جامعیت‌اش، مفسران را به حیرت می‌اندازد.

همچنان که پژوهشگر این کتاب نیز بیان کرده است، مولف المیزان با طهارت سرّ خویش در ورای الفاظ و ظاهر آن، با روح حاکم بر قرآن هم‌افق شده است و در پرتو پیوند با کتاب حکیم در مقام اجمال، توانسته به پیوستگی آیات و روشنگری آنها برای یکدیگر آگاهی یابد. هماهنگی یافته‌های تفسیری با حکمت و عرفان را می‌توان در بحث‌های فلسفی المیزان جست‌وجو کرد.

نخستین چاپ کتاب «علامه طباطبایی و تفسیر المیزان» را موسسه حانه کتاب در شمارگان 3000 نسخه، 160 صفحه و بهای 24000 ریال روانه بازار کتاب کرده است.

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...