چاپ دوم کتاب «رابطه دین و اخلاق» اثر سیدمحمد عالمی توسط مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.

رابطه دین و اخلاق سیدمحمد عالمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ دوم کتاب «رابطه دین و اخلاق» اثر سیدمحمد عالمی توسط مؤسسه بوستان کتاب به‌تازگی در ۲۷۶ صفحه منتشر شده است.

با وجود اهمیت دین و اخلاق و همراهی این دو در دوره‌های مختلف تاریخ و تأثیر انکارناپذیر آنها در تعالی انسان ها، در تاریخ مغرب زمین اتفاقاتی افتاده است که بحث از نسبت دین و اخلاق به صورت جدی مورد پرسش قرار گیرد و متفکران در مورد ربط و نسبت این دو به تأمل بنشیند. حاصل این تأمل ورزی ها پی‌ریزی نظریه‌هایی در این باب بوده است. مراد این نیست که نگرش متفاوت به این مسأله متأثر از تحولاتی است که پس از رنسانس در غرب اتفاق افتاده است.

مطالب این‌اثر بر اساس مطالعه کتابخانه‌ای و سیر تدوین رساله به این صورت است که ابتدا دیدگاه مطرح درباره دین و اخلاق بر اساس منابع کتابخانه‌ای توصیف و تبیین می‌شوند، سپس مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند و نقاط قوت و ضعف هر کدام بیان می شود؛ در پایان هم دیدگاه مورد نظر نگارنده به بحث گذاشته می‌شود.

این اثر در چهار فصل تهیه و تنظیم شده است؛ در فصل اول این اثر، کلیات و مفاهیم مرتبط با موضوع این کتاب بیان شده که پس از بیان تعریفی از دین، و توضیحاتی در خصوص دین در قرآن و روایات، به مبحث اخلاق پرداخته شده است و در ادامه نیز به پیشینه رابطه دین و اخلاق و اهداف مشترک این دو اشاره شده است.

«اتحاد دین و اخلاق» عنوان دومین فصل از این اثر است که در این فصل سه دیدگاه «یگانگی دین و اخلاق»، «استنتاج اخلاق از دین» و «استنتاج دین از اخلاق» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛ یکی از مباحث بیان شده در این فصل. تقریرهای نظریه استنتاج اخلاق از دین می باشد در این راستا چهار تقریر (نظریه زبانی امر الهی، نظریه علّی امر الهی، نظریه فرمان الهی تعدیل شده، دیدگاه متفکران مسلمان) نقد و بررسی یا ارزیابی شده اند.

نویسنده در فصل سوم که با عنوان «تباین دین و اخلاق» تألیف شده است، سه دیدگاه «استقلال دین و اخلاق»، «تنافر جزئی دین و اخلاق» و «تنافر کلی دین و اخلاق» را تبیین و نقد و بررسی کرده است.

در چهارمین فصل از این اثر، «تعامل دین و اخلاق» بررسی گردیده و پس از بیان مبانی دیدگاه تعامل، به تأثیر اخلاق در دین و تأثیر دین در اخلاق پرداخته شده و لوازم دیدگاه تعامل (جهان بینی کامل، فرهنگ پویا، و در عرصه علم و فناوری) نیز تشریح شده است.

در ادامه بخشی از اثر را که مربوط به بخش دین و ضمانت اجرایی اخلاق است، می‌خوانیم؛

از دیگر تاثیرات و نقش های دین در اخلاق را می توان در اجرا و به مرحله ظهور رسیدن اخلاق دانست. برای اینکه اخلاق به اجرا در بیاید، نیازمند پشتوانه و ضمانت اجرایی است. صرف آگاهی از اصول ارزش های اخلاقی، ضمانت کافی برای عمل به آن نیست. دین این ضمانت را تآمین می کند. دین این نقش خود را در زمینه اخلاق و به کارگیری ابزارهای مختلف از راه های گوناگون که متناسب با ویژگی های شخصیتی افراد انسانی است، به طرق مختلف انجام می دهد:

الف. از طریق اعتقاد به خداوند. دین با تقویت اعتقاد به خدا که نسبت به انسان ها و رفتارهای آنان برکنار نیست، زمینه انگیزش اخلاقی را در مورد آن ایجاد می‌کند.

ب. اعتقاد به معاد و پاداش و کیفر اخروی. دین با توجه دادن انسان ها به سرای واپسین که زندگی انسان ها عبث و بدون غایت نیست، آفرینش انسان حکیمانه و بر اساس طرح غایتمند می باشد، انسان ها را در عمل به اخلاق و اصول ارزشی یاری می کند.

ج. نظام اخلاقی جهان. دین با این نگرش و بینشی که به مومن نسبت به نظم اخلاقی عالم می دهد، نقشی اساسی در تعهد مومنان به اخلاق و ارزش های اخلاقی به عهده می گیرد.

د. معرفی الگوهای اخلاقی. دین با نشان دادن و به عنوان سرمشق های اخلاقی، زمینه ملموس شدن رفتارهای اخلاقی را فراهم می کند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...