به گزارش تسنیم، در میان پژوهش‌هایی که در حوزه سبک هندی در سال‌های اخیر انجام شده، بیدل دهلوی سهم قابل توجهی دارد؛ از تصحیح دیوان او گرفته تا شرح و خلاصه اشعار که هر از چندگاهی در سال‌های اخیر از سوی ناشران مختلف منتشر شده است.

در سال‌های اخیر آثار متنوعی درباره «شاعر آینه‌ها» منتشر شده که تلاش کرده‌اند تا ذره‌ای از خورشید وجود شعر او را معرفی کنند؛ هرچند تلاش‌ها سبویی از دریای شعر اوست، اما همین تلاش‌ها برای باز کردن گره‌ها در ابیات او‌، بر درک لطافت طبع او در میان مخاطبان افزوده و ملاحت شعر او را بیش از پیش روشن کرده است. کتاب «صلح کل؛ جایگاه عرفان ابن عربی در شعر بیدل دهلوی»،‌ نوشته علی اکبر شوبکلایی، که اخیراً از سوی انتشارات مولی روانه کتابفروشی‌ها شده است، از جمله این آثار است. نویسنده کوشیده تا حضور اندیشه ابن عربی و به خصوص آرای او درخصوص وحدت وجود را در آینه شعر بیدل بنمایاند.

مؤلف در مقدمه این اثر، از ویژگی‌های سبک شعری سخن گفته و در ادامه به ویژگی‌های سبک هندی به عنوان یکی از پرمخاطب‌ترین و پرکارترین سبک‌های شعری فارسی می‌پردازد و می‌نویسد: کاروان حله شعر فارسی از قرن سوم تا قرن یازدهم پستی و بلندی‌های بسیاری را گذرانده است. اوج و فرود دوره‌های مختلف دارای ویژگی‌هایی است که آنها را از هم جدا می‌کند. این ویژگی‌ها که به صورت مکرر و با بسامد پرطنین در شعر یک شاعر یا در شعر شاعران یک دوره نمود پیدا می‌کند، ویژگی‌های سبکی نامیده می‌شود. سبک، هماهنگی و وحدتی است که در شعر کسی وجود دارد. عوامل سبک‌ساز در دو حوزه صورت و معنا تجلی پیدا می‌کند و در هر دو حوزه، وجود بعضی ویژگی‌ها که به طور اتفاقی و استثنایی حضور دارد جزء ویژگی‌های سبکی به حساب نمی‌آید، بلکه بسامد پرطنین و چشمگیر یک عنصر سبک را می‌آفریند.

... سبک هندی، سبکی مستقل و دارای ویژگی‌هایی با بسامد چشم‌گیر است که به شاعران این دوره، در میان دوره‌های مختلف شعر فارسی تشخص داده است. این عوامل تشخص در شعر شاعران مختلف، متفاوت است.

سبک هندی و تشخص‌های ایجاد شده در آن کوششی برای بازسازی و نوسازی بنای نظم فارسی بود که به وسیله فردوسی‌ها پی‌افکنده شده بود و در دوره تیموری به بیمار در حال احتضار می‌مانست. «اسلوب هندی»، به طور طبیعی نتیجه گریز از ابتذالی است که در عصر تیموری بر شعر فارسی حاکم بوده است و این گریز از ابتذال در ادای معانی و تصویرهای ذهنی شاعران در شعر صائب و کلیم به نسبت روزگارشان، از روشنی و اعتدالی برخوردار است و با اندکی فاصله زمانی در شعر بیدل به‌گونه‌ای درآمده که امروز خواننده آگاهی را نیز دچار شگفتی می‌کند.

شوبکلایی در ادامه از بیدل به عنوان یکی از حلقه‌های اصلی سبک هندی یاد می‌کند و می‌نویسد: شاعران سبک هندی از جمله بیدل کوشش می‌کردند تا شعر نیم‌مرده دوره تیموری را احیا کنند و در این راه با خلق مضمون، بر پیکر شعری که از تکرار مضمون به زبان «خودکار» همانند شده بود و به «رستاخیز کلمات» نیاز داشت،‌ روح حیات دمیدند. تمام شگردهای این شاعران در همین مسیر بود. شگردهایی که بعدها با افراط سبب دل‌زدگی بعضی ادیبان و منجر به تولد نهضت بازگشت شد. ... یکی از مهمترین امکانات خلق مضمون تازه، به‌کارگیری فرهنگ عرفانی بود. فرهنگ عرفانی رایج در این دوره مکتب وحدت وجود ابن عربی است. این مکتب به نحوی گسترده ایران و هندوستان و دیگر مناطق جهان اسلام را تحت تأثیر خود قرار داده بود. بیدل اما از این مکتب و موضوعات آن فقط برای مضمون‌سازی استفاده نکرده، بلکه این نگرش در اندیشه بیدل درونی شد و همانند مولوی، شعر در خدمت بیان دریافت‌های شهودی و اعتقادی قرار گرفت. هرچند هیجانات عاطفی در بیدل و شعر و اندیشه وی به اندازه مولوی نباشد.

از ویژگی‌های مهم سبک کلام بیدل، ابهام و پیچدگی آن است. راه بردن به عالم معانی شعر بیدل کار آسانی نیست. رازگشایی از شعر او نیازمند آگاهی از زبان و اندیشه اوست. شعر او شعر رمز و ابهام است. یکی از مهمترین دلایل ابهام در شعر بیدل اندیشه‌ای است که او می‌خواهد بیان و تحلیل کند. گزارشی که بیدل از سیر روحی و ذهنی می‌دهد، موجب دیریابی پیام اوست. این پیام همان تجربیات عرفانی او براساس نگرش وحدت وجودی است. بیدل شاعری اندیشمند و متفکری بزرگ است. اگر با مؤلفه‌های عرفان و تصوف اسلامی و زبان آن آشنا باشیم و به اشعار و آثار بیدل نگاه کنیم، می‌بینیم موضوعی که به شکلی گسترده بر تمام آثار او سایه افکنده، تفکر عرفانی است. حتی مضامین معمول شعرش نمکی از عرفان دارد، آن هم با گرایش وحدت وجودی ابن عربی و پیروان او.

کتاب با توضیحی درباره «عرفان» آغاز می‌شود و در ادامه به زندگی ابن عربی و «بیدل عربی» می‌پردازد. نویسنده در ادامه این اثر، ضمن تشریح وحدت وجود و آرای ابن عربی در این زمینه، به تمثیلات وجودی در غزلیات و رباعیات بیدل می‌پردازد. وحدت ادیان، آفرینش، وجود خیالی، انسان، پارادوکس‌ها و اضداد و عشق آخرین میاحثی است که در کتاب شوبکلایی طرح شده است.

انتشارات مولی کتاب «صلح کل؛ جایگاه عرفان ابن عربی در شعر بیدل دهلوی» را در 520 نسخه و به قیمت 70 هزار تومان روانه بازار کتاب کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...