اخیرا دو کتاب از دکتر عبدالله نصری منتشر شده است. کتاب «ذهن گشوده» از جمله آثار جدید ایشان است که از سوی انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. در آثاری که از مرحوم محمدتقی جعفری بر جای مانده، در موارد بسیاری به آراء برخی از متفکران غربی استناد شده است. استنادها و نقل قول‌های وی از این متفکران یا در جهت تأیید مطلب مورد نظر خود یا در جهت بررسی و نقد آراء آنهاست. از افلاطون و ارسطو تا کانت و هگل، از فروید و یونگ تا فیزیک‌دانانی همچون اینشتین، ماکس پلانک، و نیلر، بور و صدها اندیشمند دیگر در آثار جعفری حضور جدی دارند. کتاب حاضر به دیدگاه‎های علامه جعفری به اندیشمندان غربی می‎پردازد. تلاش مؤلف بر آن بوده تا نحوۀ مواجهۀ وی را با آن‎ها و مناسبت‎هایی که به آن‎ها پرداخته، به درستی بازگو و تحلیل کند.

عبدالله نصری ذهن گشوده»

کتاب دوم ایشان «بر سر دوراهی» نام دارد. بحث جبر و اختیار یکی از مسائل مهم و معضلات فلسفی است. در طول تاریخ، فیلسوفان شرق و غرب درباب آن به تأملات بسیار پرداختند. همچنین فیلسوفان اسلامی نیز در لابلای مباحث مربوط به کیفیات نفسانی، اصل علیت و صفات الهی به بحث دربارۀ این مسئله پرداختند. در تاریخ تفکر اسلامی، نه تنها فیلسوفان، بلکه متکلمان نیز به بحث و بررسی در آن پرداخته اند.

اما در این مبحث، علامه جعفری آراء و عقاید خاصی دارد که در موارد بسیاری با دیدگاه فلاسفه، متکلمان و حتی اصولیّین متفاوت است. او مباحث مهمی را دربارۀ اراده، اختیار و رابطۀ آن با انسان و مراتب اختیار و دلایل اثبات آن و ارتباط آن با ارادۀ الهی مطرح می کند. در این اثر تلاش شده تا علاوه بر تبیین آراء علامه جعفری در این زمینه، به مقایسۀ دیدگاه های او با سایر متفکران اسلامی نیز پرداخته شود.
عبدالله نصری متولد سال 1332، پژوهشگر ایرانی فلسفه و استاد گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی است. او از شاگردان علامه جعفری است و از کلاس اساتیدی چون فردید و مهدی حائری یزدی هم استفاده کرده‌ است. وی تالیف آثاری چون «فلسفه آفرینش»، «فلسفه خلقت»، «خدا و شیطان در اندیشه یاسپرس»، «راز متن»، «گفتمان مدرنیته»، «رویارویی با تجدد» و... را در کارنامه ‎اش دارد.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...