کتاب «پنجاه درس اخلاق» نوشته شیخ عباس قمی با تعلیق رحمت پوریزدی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شد.

پنجاه درس اخلاق شیخ عباس قمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «پنجاه درس اخلاق» نوشته شیخ عباس قمی به‌تازگی با تعلیق رحمت پوریزدی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است.

خوش‌اخلاقی، عنصری کلیدی در دین‌داری و عاملی مهم در موفقیت انسان است. از مهم‌ترین ویژگی رسول خدا اخلاق برتر اوست که در قرآن نیز بدان اشاره شده. هرکس از این موهبت الهی برخوردار باشد، به راحتی می‌تواند، پله‌های ترقی و پیشرفت مادی و معنوی را طی کند. بزرگان بسیاری در این راه قدم برداشته‌اند و همواره به افراد توصیه‌های فراوانی در توجه و اهمیت دادن به این موضوع کرده‌اند و کتاب هایی بسیاری برای آن نوشته‌اند.

شیخ عباس قمی نویسنده مفاتیح الجنان، یکی از اساتید اخلاق است که در کتاب پیش‌رو، ۵۰ صفت اخلاقی پر کاربرد را جمع‌آوری کرده و شرح مختصری برای هر یک نوشته و آن را توضیح داده و در ادامه هر کدام شعری یا حدیثی مرتبط با آن را آورده است تا این پندها بهتر و بیشتر به جان مخاطب بنشیند.

این‌کتاب در سال‌های مختلف با نام «کلمات طریقه» به چاپ می‌رسید. اکنون منابع و اسناد آن‌کتاب به کوشش پوریزدی جمع‌آوری شده و به کتاب ملحق شده و انتشارات کتاب جمکران آن را با نام «پنجاه درس اخلاق» منتشر کرده است.

در بخشی از کتاب می خوانیم:

کَلِمَةٌ فِی ذَمّ العَجَلَة
نکوهش شتاب زدگی

ای عزیز! از عجله و شتاب بپرهیز و در افعال و اقوال خود تأمل کن. بدان هر امری که بی‌تأمل از آدمی سر زند، باعث خسران و زیان می‌شود و فاعل آن نادم و پشیمان می‌گردد. هر عجول و سبکی در نظرها خوار و در دل ها بی‌وقع و اعتبار است. شیخ سعدی گفته است:

کارها به صبر و تأمل برآید و مُستعجل به سر درآید.

این‌کتاب با ۱۲۴ صفحه و قیمت ۲۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...