زندگی‌نامه فکری «رونالد ریگان» [Ronald Reagan : an intellectual biography] به قلم دیوید برن [David T. Byrne] با ترجمه سعید کلانی توسط نشر ثالث منتشر شد.

رونالد ریگان» [Ronald Reagan : an intellectual biography] به قلم دیوید برن [David T. Byrne]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «رونالد ریگان» نگاهی به آراء و اندیشه سیاسی رئیس‌جمهور اسبق ایالات متحده دارد.

شاید بتوان بنیان اندیشه و شخصیت رونالد ریگان را در این جمله خلاصه کرد که او به رغم گرایش‌های مذهبی و باورش به اراده مطلق، به «آزادی اراده» معتقد بود. او از، نوجوانی حاضر جوابی و قوه تخیل بی‌بدیلی داشت و همین او را ابتدا به سوی گویندگی و سپس به دنیای سینما سوق داد. بعدها همین بداهه‌گویی و فن بیانش او را در حوزه سیاست نیز موفق کرد.

بسیاری از محافظه‌کارها او را همچون یک نیمه خدا می‌دیدند و همین برداشت از ریگان به عنوان ناجی به او در تبدیل شدن به جنگجوی محبوب جنگ سرد در برابر کمونیسم کمک کرد؛ جنگ سرد زورآزمایی عظیمی بود، جنگی مقدس بین خیر و شر که سرنوشت بشریت را تعیین می‌کرد و ریگان در تعیین این سرنوشت نقش اقدامات دیگری از قبیل بازسازی اقتصاد آمریکا، حل مشکلات مالیاتی و از همه مهم‌تر احیای خوش‌بینی آمریکایی، ویژگی‌ها و نمونه‌هایی‌اند که در کارنامه سیاسی او همچنان می‌درخشند با این که تفسیر دوران ریاست‌جمهوری ریگان از نقطه‌نظر سیاست داخلی اغلب به سمت جنگ بین جناح‌های چپ و راست آمریکا کشیده می‌شود وی چنان تأثیری بر سیاست کشور داشته که حتی مخالفانش نیز تغییری در بسیاری از اقدامات ماندگار او ایجاد نکرده‌اند.

شکی نیست که ریگان سایه بلندی دارد و امروز محافظه‌کارهای آمریکایی میراث‌دار ریگان هستند و تأثیر او از حزب جمهوری‌خواه نیز فراتر رفته است. هرچند غالبا ریگان را سیاستمداری ناپخته فاقد اندیشه سیاسی معرفی می‌کنند این کتاب بر آن است که باید او را متفکری سیاسی در نظر گرفت و آرا و عقایدش را عمیق و به دقت بررسی کرد.

نشر ثالث کتاب «رونالد ریگان» به قلم دیوید برن را با ترجمه سعید کلانی در 264 صفحه و به بهای 150 هزار تومان به چاپ رسانده است.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...