عریضه به سلطان صاحبقران | ایبنا


 کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه: مجموعه‌ای از عرایض، متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان» به کوشش و تصحیح مجید عبدامین از سوی بنیاد موقوفات دکتر افشار با همکاری نشر سخن منتشر شده است.

«نامه‌هایی به ناصرالدین شاه: مجموعه‌ای از عرایض، متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان» به کوشش و تصحیح مجید عبدامین

این کتاب حاصل بازخوانی یکی از آلبوم‌های محفوظ در گنجینه‌ی نسخه‌های خطی کتابخانه و موزه‌ی ملی ملک است که با عنوان «اسناد و مکاتبات و یادداشت‌ها: مجموعه‌ای از عرایض و نامه‌های اشخاص به ناصرالدین شاه با یادداشت‌ها و اوامر او خطاب به اتابک در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ قمری» ثبت شده است.

این کتاب پس از مقدمه‌ی مصحح به نامه‌ها، فهرست اسامی اشخاص و القاب، فهرست اسامی جغرافیایی، فهرست مدنی، اجتماعی، اداری و واژه‌های خاص، فهرست طوایف، ایلات، خاندان‌ها و مذاهب پرداخته است. پایان‌بخش کتاب نیز تصاویر، منابع و مآخذ است.

کتاب «نامه‌هایی به ناصرالدین شاه» حاوی مجموعه‌ای از عرایض، گزارش‌ها، نامه‌ها، نوشته‌ها، صورت حساب‌ها و… است که از جانب اطرافیان ناصرالدین شاه، اقوام، وزرا، افراد حکومتی‌اش و… برای او نوشته شده، برخی از آن‌ها مستقیماً برای خود شاه نگارش شده و بیشتر آن‌ها به واسطه میرزا علی‌اصغر خان امین السطان به او عرضه شده است. همه این نامه‌ها با دستوری از سوی شاه پاسخ داده شده‌اند.

عریضه به سلطان صاحبقران
تاریخ‌نویسی از علومی است که از دیرباز مورد توجه بشر بوده است. از زمان‌های بسیار قدیم که مورخان، تراوشات ذهنی، تخیلات، افکار و گاه تمایلات و تعلقات خاطر خود را در کتاب‌های قطور جمع آورده و بر آن نام تاریخ می‌نهادند، دیرزمانی نمی‌گذرد؛ اما امروزه اوضاع چنین نیست و هیچ تاریخی مورد قبول اهل فن و پژوهشگران و کوشش‌گران عرصه تحقیق قرار نمی‌گیرد، مگر آنکه بر اساس اسناد و مدارک معتبر باشد.

نامه‌ها و مکاتبات تاریخی از جمله منابع و مدارک قابل اعتماد و استناد هستند که در نمایش وضع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر دوره کمک شایانی به مورخان و پژوهندگان تاریخ می‌کند. از مطالعه‌ی اسناد مربوط به مکاتبات و نامه‌نگاری‌های افراد به شاه و مقامات عالیه‌ی کشور در دوره‌های مختلف تاریخی هم می‌توان به وضع اجتماعی و هم امور اداری و حکومتی دولت و سلطنت آشنا و واقف شد. از خلال این نامه‌ها همچنین اوضاع سیاسی، اجتماعی، اداری و نیز سبک و سیاق مکاتبات افراد با شاه و مقامات مملکتی به‌خوبی مشخص می‌شود. از دیگر فواید این نامه‌ها می‌توان به آشنایی با طرز نامه‌نگاری و ترتیب ثبت و ضبط نامه‌ها و احکام و دستورات، اصطلاحات اداری و دیوانی، سیاسی، اجتماعی و مالی و تحول و تطور آنها در بازه زمانی مشخص اشاره کرد.

وضع طبقات اجتماع و اصناف، نکاتب جغرافیایی، تطور و تکامل خط و فن نویسندگی و انشای نامه‌ها از دیگر مواردی است که با بررسی و تدقیق در نامه‌ها معلوم و مشخص می‌گردد؛ به طوری که این اطلاعات می‌تواند یکی از مطمئن‌ترین منابع برای تحقیقات پژوهشگران باشد.

این آلبوم که به صورت مرقع صحافی شده، مشتمل بر ۵۴۸ صفحه است که از این تعداد، ۳۲۹ صفحه‌ی آن اختصاص به مجموعه‌ای از عرایض، گزارش‌ها، تلگراف‌ها، التزام‌نامه‌ها، صورت‌حساب‌های جمع و خرج، بروات، صورت‌های جمع و خرج بنایی و … دارد که توسط طیف گسترده‌ای از اعضای خانواده‌ی سلطنتی از جمله همسران و دختران، پسران، عمه‌ها و عموهای شاه و همچنین تعدادی از وزیران و صاحب‌منصبان لشکری و کشوری به دلایل مختلف همچون تقاضای مساعدت مالی، تقاضای خلعت، رسیدگی به دعواهای ملکی و… به ناصرالدین‌شاه نوشته شده است.

بخش اعظم این عرایض توسط میرزا علی‌اصغرخان امین‌السلطان به عرض شاه رسیده و تعدادی نیز توسط اشخاص دیگر و بخشی نیز مستقیم به شاه نوشته شده است. ناصرالدین شاه بر روی هر نامه و در حاشیه دستوری برای رسیدگی به آن عریضه صادر کرده است. در این کتاب درمجموع ۳۲۷ نامه، عریضه و یادداشت آورده شده و در پایان فهرستی جامع تنظیم شده است که کار پژوهش در این کتاب را سهل‌تر می‌کند.

عریضه کامران میرزا نایب السلطنه
در باب تقاضای تنخواه قشون نظامی

هو
قربان خاکپای جواهرآسای مبارکت شوم
امسال به قزاق و عمل آنها قدری مشکلات روی داده ده هزار تومان مخارج فوق العاده چهارکوفسکی که به عمل امسال برخورد هشت هزار تومان وجه تقدیمی و مأموریت استرآباد جمعاً] قریب بیست هزار تومان شد تمام پول قزاق را هم خزانه نظام رسانیده است. قریب به نه هزار تومان از کلیه طلب آنها باقی است. دیشب کاپتن ماکوفکین برای تنخواه نزد این غلام آمده بود. امروز سی چهل نفر از قزاق‌ها به اصطبل مبارکه رفته، بستی شده‌اند. اگر به آنها پول نرسد احتمال میرود بستی بودن این سی چهل نفر به سایرین هم سرایت نماید شب عید است به همه قشون تنخواه مرحمت شده است. در جزو تقسیم قسط دلو برای قزاق چیزی منظور نشده بود با کمال لزوم مستدعی است. هشت الی ده هزار تومان نقد امروز مرحمت شود که فردا صبح به قزاق داده شود و ماکوفکین هم الان نزد این غلام است؛ حالا فرستاد به اصطبل مبارکه که آنها را بیاورند و وعده تنخواه به آنها داد که فردا داده میشود. الامر الاقدس الاعلی

عریضه ابراهیم خان نایب اصطبل خاصه

قربان خاک‌های جواهرآسای اقدس همایونت شوم
در این مدت خدمتگذاری و جان فشانی خدمت و خیانت این خانه زادان در خاکپای مبارک پوشیده نیست در امورات اصطبل، مبارکه خیلی مغشوش کاری شده که بعد از رسیدگی معلوم خواهد شد. نزدیک است آبروی پنجاه ساله از میان برود. اکبرخان و احمدخان پسرهای محمد خان طالب نیابت اصطبل هستند در حقیقت هم بسیار به جا و به موقع است جوانهای آراسته و کاردانی هستند به خیال اینکه مبادا این خانه زاد مایل نباشد خدمت آقای امیرآخور سعایت می‌کنند که شاید آبروی چندین ساله بر باد برود. مستدعی از مراحم ملوکانه است که این خانه زادان را از این خدمت معاف فرمایند (و) اگر صلاح دانند به خدمتی دیگر سرافراز و مفتخر فرمایند فراشی و غیره هر خدمت مرجوع شود کمال مفاخرت و امیدواری است. چنانچه پاره‌ای خلافکاری ها را بخواهیم معروض داریم اسباب جسارت و دردسر مبارک خواهد شد. امر امر قدر قدر همایون است.

پاسخ:

امین السلطان!
این عریضه را ابراهیم خان نایب نوشته است. مکرر به امیرآخور گفته ام ابراهیم خان را درست و با آبرو راه ببرد، مرد معقول قدیمی است. اگر کسان ابراهیم خان گاهی از روی جهالت حرکت خلافی میکنند البته باید تنبیه کند. لیکن به اطلاع خود ابراهیم خان تنبیه کند که نقصی به کار او وارد نیاید. باز هم این گفتگوها یعنی چه خوب وضعی نیست مردم باید نوکری بکنند. لازم نیست این عریضه را به میرآخور نشان بدهید لیکن این فرمایشات را در حضور ابراهیم خان به میرآخور بگویید. و نصیحت کنید و اصلاح نمائید. البته طوری بکن که من بعد، ابداً این نوع گفتگوها اتفاق نیفتد. میرزا سید کاظم را هم حاضر کن فرمانش را برسان - یعنی در سمنان)!

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...