کتاب «روضه» که بررسی پژوهشی اسناد کتاب مشهور «روضةالشهدا» است به همت محمد حقی منتشر شد.

به گزارش مهر، یکی از مهمترین مقاتل عاشورا، کتاب «روضةالشهدا» نوشته ملاحسین واعظ کاشفی است که به گمان برخی نخستین مقتل نگاشته شده به زبان فارسی است.

اهمیت کتاب به گونه ای بود که پس از تالیف روضة الشهدا بسیاری از مجالس عزاداری برای اهل بیت و مخصوصا امام حسین علیهم السلام براساس خوانش این کتاب برگزار می شد. تا این که رفته رفته به مجالس روضه خوانی معروف و مشهور شد.

یکی از انتقادات وارد بر این کتاب که در طول تاریخ بسیار مطرح شده استفاده آن از روایات تاریخی ضعیف و غیرمستند است و چهره‌های مشهوری مانند سیدمحسن امین، محدث نوری و شهید مطهری به انتقاد از آن پرداختند.

حالا با گذشت نزدیک به ۵۰۰ سال از نگارش این کتاب، محمد حقی با رجوع به منابع دست اول تلاش کرده فرازهای تاریخی  صحیح این کتاب را مستندسازی کرده و از این حیث، نقیصه «روضةالشهدا» را رفع کند.

کتاب «روضه» که پژوهشی جدی در اسناد «روضه‌الشهدا» ملاحسین واعظ کاشفی است در ۲۹۶ صفحه و با قیمت ۳۸هزار تومان به همت انتشارات کتابستان معرفت چاپ و راهی بازار نشر شده است.

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...