کتاب «روضه» که بررسی پژوهشی اسناد کتاب مشهور «روضةالشهدا» است به همت محمد حقی منتشر شد.

به گزارش مهر، یکی از مهمترین مقاتل عاشورا، کتاب «روضةالشهدا» نوشته ملاحسین واعظ کاشفی است که به گمان برخی نخستین مقتل نگاشته شده به زبان فارسی است.

اهمیت کتاب به گونه ای بود که پس از تالیف روضة الشهدا بسیاری از مجالس عزاداری برای اهل بیت و مخصوصا امام حسین علیهم السلام براساس خوانش این کتاب برگزار می شد. تا این که رفته رفته به مجالس روضه خوانی معروف و مشهور شد.

یکی از انتقادات وارد بر این کتاب که در طول تاریخ بسیار مطرح شده استفاده آن از روایات تاریخی ضعیف و غیرمستند است و چهره‌های مشهوری مانند سیدمحسن امین، محدث نوری و شهید مطهری به انتقاد از آن پرداختند.

حالا با گذشت نزدیک به ۵۰۰ سال از نگارش این کتاب، محمد حقی با رجوع به منابع دست اول تلاش کرده فرازهای تاریخی  صحیح این کتاب را مستندسازی کرده و از این حیث، نقیصه «روضةالشهدا» را رفع کند.

کتاب «روضه» که پژوهشی جدی در اسناد «روضه‌الشهدا» ملاحسین واعظ کاشفی است در ۲۹۶ صفحه و با قیمت ۳۸هزار تومان به همت انتشارات کتابستان معرفت چاپ و راهی بازار نشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...