هفدهمین کنفرانس سالانه بزرگداشت ویرجینیا وولف در مرکز همایش‌های مارکوم در دانشگاه میامی اوهایو در آکسفورد آمریکا برگزار می‌شود.

هفدهمین کنفرانس سالانه بزرگداشت ویرجینیا وولف با موضوع هنر، آموزه‌ها و گرایشات بین‌المللی، از هفتم تا دهم ژوئن سال 2007 در مرکز همایش‌های مارکوم در دانشگاه میامی اوهایو در آکسفورد آمریکا برگزار می‌شود.

دبیرخانه این کنفرانس از تمامی پژوهشگران و صاحب‌نظران دعوت کرده است که طرح‌ها و مقالات تخصصی خود را برای ارائه در جلسات آکادمیک و میزگرد‌های تخصصی با موضوعات در زمینه هنر، آموزش و توجه به احساسات و گرایشات بین‌المللی به این دبیرخانه ارسال کنند.

برخی از موضوعات مورد نظر که دراین کنفرانس مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرند عبارتند از: جنگ و صلح و روش‌های تعلیم و تربیت، چشم انداز‌های جهانی در آموزه‌های وولف، ویرجینیا و لئونارد وولف به عنوان دو متفکر سیاسی، آثار ویرجینیا وولف در ترجمه، وولف و ادبیات سیاسی، هنر، فاشیسم و ضد فاشیسم و موضوعات دیگری که آثار و نوشته‌های این نویسنده مشهور انگلیسی را محور قرار داده است.

«کنفرانس بین‌المللی ویرجینیا وولف» هر سال با پشتیبانی مالی انجمن بین‌المللی ویرجینیا وولف و توسط شرکت‌کنندگان فعال در این انجمن برگزار می‌شود. جلسات پبشین این کنفرانس در مریلند، ماساچوست، میسوری، نیوهمشایر، نیویورک ودیگر ایالت‌های امریکا و نیز در برخی موارد در انگلستان برگزار شده است.

پس از گذشت شصت سال از درگذشت ویرجینیا وولف، نوشته‌های او در غالب منبعی با ارزش و با نفوذ همچنان در محافل مختلف هنری و ادبی مطرح است در حالی که او در دوران حیات و در کشور خودش به عنوان یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های نوگرا شناخته شده بود.

وولف به دلیل دستاوردهای هنری و فکری ویژه‌اش در همان دوران نیز به موقعیتی دست یافت که در نیمه اول قرن بیستم او را در سطح بین‌المللی مطرح ساخت، ابتدا در زمینه انتقادگرایی نو به عنوان یک نویسنده برتر فورمالیست (شکل گرا) و سپس به عنوان نویسنده‌ای که آثارش به گونه‌ای پویا با جریان‌های سیاسی، فلسفی و تاریخی روزگار خودش در گیر بوده است.

همچنین افکار عمومی جهان وولف را به عنوان یکی از پیشروان تفکرات فمنیستی می شناسد. تفکری که آثار بر جای مانده وولف مشحون از ان است تا جائیکه به گفته برخی صاحب نظران حذف این تفکر یعنی حذف کل اثار و آرای این نویسنده.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...