طبق یک بررسی جدید که توسط آمازون انجام شده اسامی ۲۰ نویسنده محبوب انگلیسی‌ها منتشر شده که چارلز دیکنز دیگر در آن حضور ندارد.

جین آستن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با شروع سال جدید فهرست‌های متعددی منتشر می‌شود که روشن می‌کند باید انتظار انتشار چه کتاب‌هایی را داشته باشیم، اما به تازگی یک فهرست جدید نشان داده که در میان همه نویسندگان انگلیسیی، کدامیک از آنها در دل خوانندگان کتاب جایگاه بالاتری دارند.

در این‌مطالعه که توسط آمازون بوکز انجام شده، با یک نظرسنجی روشن کرده جین آستن نویسنده‌ای است که جی‌. کی. رولینگ، جورج اورول و حتی شکسپیر را شکست داده و جایگاه اول را در میان محبوب‌ترین نویسندگان انگلیسیی از آن خود کرده است.

آستن که سال ۱۷۷۵ در همپشایر متولد شد، ۱۱ ساله بود که شروع به نوشتن شعر و داستان کرد و پیش از اینکه اولین رمانش «عقل و احساس» را در سال ۱۸۱۱ منتشر کند، تجربه‌های زیادی در نوشتن داشت. رمان‌های بعدی وی از جمله «غرور و تعصب»، «نورثنگر ابی»، «منسفیلد پارک»، «اِما» و «ترغیب» هنوز هم پرمخاطب هستند.

آستن به دلیل بینش عمیق و طنزآمیز خود در مورد طبیعت انسان محبوب است. خواندن یکی از رمان‌های او به معنای دریافت آموزش در شکل‌گیری شخصیت خوب است و مطالعه دقیق نوشته‌های آستن زیبایی‌های زندگی روزمره را روشن می‌کند و راهنمایی برای داشتن یک زندگی خوب و جدی ارائه می‌دهد.

در این فهرست رولد دال نویسنده محبوب کتاب‌های کودک مانند «ماتیلدا» و «چارلی و کارخانه شکلات‌سازی» به صورت مشترک با ویلیام شکسپیر جایگاه سوم را اشغال کرده است.

جورج اورول خالق کتاب‌هایی چون «مزرعه حیوانات» و «۱۹۸۴» و نیز تالکین خالق «ارباب‌ حلقه‌ها» نیز در این فهرست جای دارند.

با کمال تعجب در این فهرست جای چارلز دیکنز نویسنده کتاب‌هایی چون «اولیور توییست»، «آرزوهای بزرگ» و «نیکلاس نیکلبی» خالی است.

مشارکت ادبی آمازون با کمک مالی به سازمان‌هایی که از چهره‌های کمتر شناخته شده حمایت می‌کنند سعی دارد تا صدای چهره‌های جدید را هم به گوش مخاطبان برساند.

این نظرسنجی به صورت تصادفی با بررسی نظرات ۲هزار انگلیسیی درباره محبوب‌ترین نویسنده کشورشان انجام شد.

فهرستی که به دست آمد چنین است:
۱. جین آستن
۲. جی کی رولینگ
۳ و ۴. رولد دال و ویلیام شکسپیر
۵. جورج اورول
۶. جی آر آر تالکین
۷. آرتور کانن دویل
۸. سی اس لوئیس
۹. شارلوت برونته
۱۰. امیلی برونته
۱۱. تری پرچت
۱۲. توماس هاردی
۱۳. مری شلی
۱۴. جان لو کاره
۱۵. ویرجینیا وولف
۱۶. پی جی وودهاوس
۱۷. گراهام گرین
۱۸. لی چایلد
۱۹. دانیل دفو
۲۰. فیلیپ لارکین

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...