رمان «کامینو آیلند» نوشته جان گریشام با ترجمه نفیسه باقرزادگان از سوی انتشارات علمی منتشر شد.

به گزارش مهر، گریشام، نویسنده ۶۴ساله آمریکایی است که در رشته حقوق تحصیل کرده است. او پس از اخذ مدرک این رشته از دانشگاه ایالتی می‌سی‌سی‌پی، مدتی به کار وکالت در شهر آکسفورد مشغول شد. همچنین مدتی نماینده مجلس در پارلمان ایالتی بود و پس از چند سال از کار کناره گیری کرد. او سال‌هاست به عنوان نویسنده رمان‌های حقوقی پرفروش در آمریکا مطرح است. رمان‌های وی به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده‌ است و بیشتر کتاب‌هایش به فارسی نیز برگردانده شده ‌است. همچنین از اکثر کتاب‌های وی اقتباس سینمایی صورت گرفته است.

«کامینو آیلند» از تازه‌ترین آثار جان گریشام است که به سرعت پس از انتشار به صدر پرفروش‌های نیویورک‌تایمز راه یافت. در کامینو آیلند، گریشام در ژانری متفاوت هنرنمایی می‌کند و در داستان بیش از آن که با حقوق و وکالت و دزد و پلیس سر و کار داشته باشیم، سر و کارمان با ادبیات و نویسندگان و خواننده‌های حرفه‌ای کتاب است. همچنین در طول داستان، گریشام ما را به دنیای کتب کمیاب و نسخه‌های خطی و چاپ اول می‌برد که یکی از علاقه‌های شخصی خود اوست.

در کامینو آیلند می‌توانیم در جمع نویسندگان و ناشران بنشینیم و خرده حکایاتی از همینگوی و فیتس جرالد و فاکنر و دیکنز بخوانیم و خیره به اقیانوس مرزهای خاکستری، خودمان را بین سیاهی و سفیدی روزگار ترسیم کنیم و در همان حال ماجرای سرقت دست نوشته‌های فیتس جرالد از کتابخانه دانشگاه پرینسون را دنبال کنیم...

انتشارات علمی رمان «کامینو آیلند» نوشته جان گریشام با ترجمه نفیسه باقرزادگان را با قیمت ۳۵ هزارتومان منتشر کرده است.  

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...