به گزارش ایبنا انجمن صنفی عکاسان سینمای ایران هرساله مسابقه‌‌ای برگزار می‌کند که عکاسان سینمایی، عکس‌هایی که از صحنه و پشت صحنه فیلم‌های تولیدی یا اکران شده برداشته‌اند را به چالش می‌گذارند. امسال نیز پنجمین دوره این مسابقه برگزار شد که برخلاف دوره‌های پیشین، مجموعه عکس‌های ارسالی توسط اعضای هیئت مدیره انجمن شامل محمد فوقانی، حسن شجاعی، مهدی حیدری و مسعود اشتری انتخاب شده و با همکاری موسسه سینما شهر، خانه سینما و انجمن صنفی عکاسان سینما در قالب کتابی به نام «گاهی نگاهی» منتشر شد.

این کتاب مجموعه عکس‌های آرزو اتحاد از فیلم «لابیرنت»، حافظ احمدی از فیلم «قصر شیرین»، رز ارغوان‌آذر از فیلم «روزهای نارنجی»، مسعود اشتری از فیلم «مسخره باز»، محمد بدرلو از فیلم «بیست‌وسه نفر»، کوروش پیرو از فیلم «دیدن این فیلم جرم است»، جلال حمیدی‌‌ از فیلم «سینما شهر قصه»، مهدی حیدری از فیلم «تیغ و ترمه»، نوید سجادی حسینی از فیلم «بی ‌سر»، امیرحسین شجاعی از فیلم «آشغال‌های دوست‌ داشتنی و متری شیش و نیم»، حسن شجاعی از فیلم «من دیوانه نیستم»، بهروز صادقی از فیلم «قطار آن شب»، امید صالحی از فیلم «شبی که ماه کامل شد» محمد فوقانی از فیلم «تگزاس 2 و روی خط صفر»، زهرا مصفا تبریزی از فیلم «ما همه با هم هستیم، مهمانخانه ماه نو و زعفرانیه 14 تیر»، حسن ناحی از فیلم «رویای سهراب» و علی نیک‌رفتار از فیلم «سرو زیر آب» را شامل می‌شود.

در این دوره از مسابقه عکس جشن عکاسان سینما، محمد بدرلو برای مجموعه عکس‌های فیلم «بیست‌وسه نفر» و «سرخپوست»، امید صالحی برای مجموعه عکس‌های فیلم «شبی که ماه کامل شد»، امیرحسین شجاعی برای مجموعه عکس‌های فیلم «متری شیش و نیم» و آرزو اتحاد برای مجموعه عکس‌های فیلم «لابیرنت» نامزد دریافت تندیس بهترین عکاس سال سینما شدند و در نهایت امید صالحی این تندیس را دریافت کرد.
 


صحنه‌ای از فیلم قطار آن شب | بهروز صادقی

در قسمتی از مقدمه این کتاب آمده است: «انجمن صنفی عکاسان سینما، اولین تشکل بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌باشد، و قریب به بیست‌و شش سال فعالیت تنها انجمنی است که در حیطه سینما فعالیت داشته و به عنوان بازوی تبلیغاتی سینما در جذب مخاطب از طریق تهیه عکس‌های سینمایی مشغول است. عکس‌هایی که علاوه بر جنبه هنری در زمینه تجاری نیز تاثیر بسزایی بر اقتصاد سینما داشته و خواهد داشت.»
علی نیک‌رفتار رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی عکاسان سینمای ایران و دبیر پنجمین دوره جشن عکاسان سینمای ایران درگفت‌وگو با ایبنا گفت: این کتاب شامل هفتاد و هشت عکس از هفده عکاس و بیست دو فیلم است. تمام این عکاسان نیز عضو انجمن صنفی عکاسان سینمای ایران هستند. این مجموعه عکس به زودی توزیع شده و وارد بازار کتاب می‌شود.
 


صحنه‌ای از فیلم شبی که ماه کامل شد


انتشارات آ با همکاری نشر اساطیر پارسی کتاب «گاهی نگاهی، کتاب سال آثار عکاسان سینمای ایران 1398» را در 1000 نسخه، 84 صفحه و با قیمت 120000 تومان منتشرکرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...